۳۱ شهريور ۱۳۹۶ 22 September 2017
داخلی
۰
پنجشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۲۳
Share/Save/Bookmark
 
شکوه شعر خراسان/ بزرگداشت غلامرضا شکوهی برگزار شد
 
به مناسبت چهلمین روز درگذشت استاد غلامرضا شکوهی مراسم نکوداشت او در تالار نور مشهد برگزار شد.
 
به گزارش خبرگزاری رضوی؛ روز چهارشنبه به مناسبت ایام چهلم درگذشت شاعر بزرگ استاد غلامرضا شکوهی مراسم بزرگداشت این شاعر نامدار خراسانی با حضور شعرای مطرح کشور در تالار نور برگزار شد.
یوسف پور، نخستین شاعری بود که چراغ شعرخوانی را روشن کرد:
شکوه شعر تویی آنچه بعد تو با ماست
شکوه نیست که شِکوه است، شکوه از دنیاست
به هر که شعر بلد بود تسلیت گفتیم
که رفتن تو عزای تمام شاعرهاست
هزار شکر که این یادگار ها باقی است
عیار شعر تو از اعتقاد تو پیداست
پی تخلص واهی نرفتی و گفتی
سرامد همه اسم ها غلامرضاست
غبار مدفن او ای صبا به اهل ادب
بگو که سرمه چشم غزل فقط اینجاست


حجه الاسلام والمسلمین سید عبدا... حسینی با بیان اینکه علی رغم اینکه خیلی با استاد شکوهی مانوس نبودم اما وقتی خبر فوت ایشان را شنیدم واقعا حس کردم شعر خراسان دچار خلا شد گفت: این غزل را هم در همان ایام تقدیم ایشان کردم:

سرود شاعر اگر عاشقانه خواهد ماند
ز هرچه شعر به عالم ترانه خواهد ماند
زده است مرگ بر اندام شعر شلاقی
که تا ابد اثر تازیانه خواهد ماند
اگرچه آتش قلبش فرونشت ولی
ز شمع روشن شعرش زبانه خواهد ماند
تویی ز پیرغلامان استان رضا
طنین شعر تو در آستانه خواهد ماند
به خاک توس تو را کاشتیم پیش امید
جوانه می زنی از خاک دانه خواهد ماند
غزل سرای مسافر از آن شکوه و شعف
تغزل تو به ذهن زمانه خواهد ماند
شکوه شعر خراسان سفر بخیر برو
که نام تو به جهان جاودانه خواهد ماند

هادی منوری از دوستان قدیمی استاد شکوهی با بیان اینکه خبر فوت استاد که از طریق علیرضا قزوه به او داده شده بسیار سخت بوده است تصریح کرد: این سال های آخر استاد برایم نازنین تر شده بود. معلمی بود که بسیاری از بزرگان شعر امروز در کلاس درسش شاگردی کرده اند. کسوت معلمی استاد بود که به خاطر آن، همه احترام خاصی برایش قائل بودند. استاد اهل سکوت بود و بیشتر شعر می گفت.

یک ذوالفقار افتاده و حیدر ندارد
این پیشوای کیست مردم سر ندارد؟
افتاده روی خاک پیشانی خورشید
افلاک می سوزد اگر سر برندارد
در پیچ و تاب علقمه عباس جاری است
اما کسی دستان آب آور ندارد
هر روز میبینم تو را هرجا که باشم
چشمان من دست از نگاهت برندارد
امروز می فهمم غریبی چیست اقا
یک ذوالفقار افتاده و حیدر ندارد

محمود اکرامی فر دیگر شاعر پیشکسوت خراسانی با اظهار تاسف از فقدان استاد شکوهی گفت: آخرین باری که خدمت استاد در تهران رسیدیم، وقتی برای شعرخوانی بالای سن رفتند حال خوشی نداشتند. تقریبا دو ساعت قبل از فوت بود. وقتی نشستند من به استاد گفتم اگر حال تان خوب نیست برویم بیمارستان ولی استاد گفت نه حال من خوب است اما چند ساعتی بیشتر طول نکشید که خبر فوت شان جامعه ادبی کشور را سوگوار کرد.

این روزها شرایط آب و هوا بد است
یعنی که حال ما بد و حال شما بد است
تنها نه حال من که اسیرم اسیر نه
حال تمام مردم این روستا بد است
وقتی تو نیستی نفسم تنگ میشود
شربت بد است و قرص بد است و دوا بد است
دکتر نوشت درد شما عشق و عاشقی است
یعنی برو برو که برایت شفا بد است
این روزها بدی و بلا بس که دیده ام
حس میکنم که زندگی بی بلا بد است

لازم به ذکر است در این مراسم علیرضا قزوه، مرتضی امیری اسفندقه و جواد محقق نیز حضور داشتند. همچنین از خانواده استاد شکوهی تقدیر به عمل آمد. در بخش دیگر این برنامه نیز از نشریه «آستان هنر» ویژه نامه بزرگداشت استاد شکوهی که به همت علیرضا حیدری آماده شده و مجموعه غزلیات این شاعر که به همت مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری تهیه شده است رونمایی شد.
 
 
 
62/56
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۸۰۰۹
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰