۲۸ دی ۱۳۹۶ 18 January 2018
۰
پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۳۶
Share/Save/Bookmark
 
نگاهی به یک ماجرای تلخ
حرمت مردم و حرمت شکنی اغتشاش گران
غلامرضا بنی اسدی
 
 

مردم آنقدر عزیزند در پیشگاه حضرت حق که بعد واجبات، چیزی را به اندازه گره گشایی از آنان عزیز نمی دارد. این سخن امام رضا(ع) است که ؛  بعد از انجام‌ واجبات‌ ، كارى‌ بهتر از ايجاد خوشحالى‌ براى‌ مؤمن‌ ، نزدخداوند بزرگ‌ نيست‌(1)
پس باید کوشید تا با خوشحال کردن مردم، به خشنودی خداوندگار هم دست یافت و با دستگیری از آحاد جامعه، خود را بر اساس نص کلام عالم آل محمد(ع) برای پاداش بزرگ فردا آماده کرد که؛ هر كس‌ اندوه‌ و مشكلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نمايد ، خداوند در روز قيامت‌اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد(2) این می طلبد تا امروز را به خوبی بررسی کنیم و دقیق به مطالعه بپردازیم  که حق هم همین را اقتضا می کند چه؛ مردم، صاحب حق اند. باید این حق آنان را به رسمیت شناخت و برای احقاق آن تمام قد برخاست. نگاهی در سیره معصومان(ع) ما را به این فهم می رساند که "مردم داری" یک سلوک دینی است، روشی که هم انسان را به تعالی می رساند و هم جامعه را در مسیر پیشرفت قرار می دهد. در این رهگذار باید از اقشار ضعیف جامعه، بیش از دیگران حمایت کرد. صدای شان را شنید و دست شان را گرفت و برای درمان دردشان از همه ظرفیت ها بهره برد چه، حضرت علی(ع) از قول نبی مکرّم اسلام(ص) می فرماید: «لن تقدّس امّةٌ لایؤخذ للّضعیف فیها حقّه من القویّ غیر متتعتعٍ؛(3) . جامعه ای که در آن حق محرومان و ضعیفان از قدرتمندان بازستانده نشود، افرادش هیچ گاه روی سعادت و خوشبختی را نخواهند دید.» . فکر می کنم این سخن، یک راهبرد را طراحی می کند تا همه ما را در طول اعصار به ایستادن در کنار ضعیفان و در برابر قدرتمندان فزون خواه ، تشویق کند. همین نگاه هم حکم می کند که امروز ، یقه محتلسان و فرصت طلبان و ویژه خواران را به نام دین وقانون بگیریم و سفره ویژه آنان  را جمع کنیم و حتی لقمه های بلعیده شده را هم از حلقوم شان بیرون بکشیم. باید خاوری ها را از باختر عالم، به خاور بکشانیم و در جایگاه متهم بنشانیم. باید حلقوم زنجانی ها و بلعندگان مال مردم در موسسات مالی را هم چنان بفشاریم که خورده را پس دهند. این رسمی دینی و حکمی قانونی است. رسیدگی به ضعیفان جامعه هم در دایره همین حکم تعریف می شود که امام علی در عهدنامه خویش به مالک اشتر به وی مأموریت می دهد که هیچ گاه از اقشار محروم جامعه غفلت نورزد و نیازهای آنان را تأمین کند. هم چنین علاوه بر فرمان هایی که به کارگزاران خویش در جهت تأمین اجتماعی محرومان جامعه می دهد، خود نیز عملاً به تأمین این قشر در جامعه اقدام می کند و خود را «پدر یتیمان» معرفی می نماید و همچون پدر با آنان رفتار می کند.(4) جامعه امروز هم سلوک علوی و رضوی را می طلبد. رفتاری که اگر نهادینه شود، مردم در آرامش، سخن خویش را بیان خواهند کرد که حق شان هم فضایی چنین است. اگر چنین شد، فرصت طلب ها و سرپنجه های دشمن هم میدان نخواهند یافت که آتشی برافروزند که دیگر حقوق مردم را هم در لهیب خویش کشد. این روز ها که "آتش کرداران" در دیار ما، امنیت می سوزانند، نگاه به سیره معصومان، ضرورتی صد چندان پیدا می کند تا هم حق اعتراض را به رسمیت بشناسیم و هم ضعیفان را دست بگیریم و هم در برابر سوء استفاده کنندگان و غداران، اقتدار قانو و حکم خدا را به منصه ظهور برسانیم چون این جماعت به اسم مردم به میدان می آیند اما آتش در خرمن مردم می افکنند. به راستی بهره بردار این اغتشاشات کیست جز دشمن و متضرر این وضع کیست جز مردم؟ اینان مستقیم و غیر مستقیم هزینه می دهند تا گروهی نقشه دشمن را – دانسته یا نادانسته- اجرایی کنند. نه این حق نیست. اتفاقه این ماجرا ذیل همان حدیثی تعریف می شود که امام علی از حضرت رسول نقل می کنند؛ این جا، ضعیفان همان مردمی هستند که حرف حق و مطالبه قانونی شان در هیاهوی عربده جویان، گم می شود و ناشنیده می ماند و قدرتمندان، همین عربده جویانی هستند که آتش می افروزند و امنیت و آرامش و امید و اعتماد خلق را می سوزانند. روشن است که با آتش افروزان به چه زبانی باید سخن کرد اما متاسفانه در شرایطی از این دست شاهد شیشه شکنی کودک رفتارانی هستیم که کردار و گفتار شان اگرچه آسیب زاست اما جاهلانه و تحت تاثیر هیجانات کاذب است. شاید بااینان بتوان به شیوه"  مروا کراما" رفتار کرد اما با قلدران عربده جو، جز به زبان قانون و حدود نمی توان سخن گفت که اینان را توان فهم کردن زبانی دیگر نیست که رافت را ، مدارا را گاه نشان ضعف می دانند و دندان تیز می کنند تا بدرند و بشکنند و... اینان را باید به اقتدار لگام زد و برجای خویش نشاند. این هم مطالبه جدی مردم است حتی همان ضعیفانی که احقاق حق شان، ضروری است....
پینوشت:
1 - بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347
2 - اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 268
3 - نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه 53، ص 584.
4 - اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، ج 1، ص 406
 
60/56
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۳۲۲۰
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰