۲۸ آبان ۱۳۹۶ 19 November 2017
۰
چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۳۰
Share/Save/Bookmark
 
ظرافت هایی که باید مورد توجه قرار داد؛
قرائتی، سپنتا و کنسرت و عدم احساس آزادی!
غلامرضا بنی اسدی
 
 
خیلی مسائل هست که بود و نبودش، ارزش حیاتی ندارد اما گاه به دلایلی گاه چنان مهم می نماید که وقت بزرگان را هم به جد می گیرد بماند که در قاعده هرم جامعه هم سئوال برانگیز می شود مثل همین کنسرت و....کنسرت ، مسئله مهمی نیست، مطمئن باشید. برگزاری آن هم اولویت نخست نیست.
این را هم مطمئن باشید. به من باشد می گویم برگزار نشدن آن هم آنقدر اهمیت ندارد که برخی از محترمین برای آن این همه انرژی و وقت بگذارند و هزینه بپردازند هم از آبروی مبارک و هم از کیسه نظام. اصلا ماجرایش مهم نیست اما....یک مسئله مهم در این میان هست که برای منی که در عمرم کنسرت نرفته ام و معلوم نیست اگر کنار خانه ام هم برگزار شود بدان پای بگذارم، هم اهمیت حیاتی پیدا می کند. آن هم در جواب نغز یک روحانی فرهیخته، به یک "خبرنگار" نهفته است که مثل برخی حضرات سخن می گفت و رگ گلو کلفت می کرد تا با این" برهان"، پرسش ها را قاطع باشد و  همه را مجاب کند! او پرسید: مگر مشکل مردم برگزار نشدن کنسرت است که برخی برای برگزار شدنش زمین را به آسمان می دوزند؟ مملکت این همه مشکل دارد مثل بیکاری و فقر و گرفتاری، آن وقت این همه آدم برای کنسرت، یقه می درانند!..روحانی جوان اما زیبا جواب داد که؛ مسئله، کنسرت نیست،  احساس عدم آزادی است که از خود عدم آزادی، رنج آور تر است.
جواب این روحانی بر جان می نشست چه احساس عدم آزادی چنان خفگی می آورد که خود این ماجرا چنین نتایجی ندارد درست مثل "احساس عدم امنیت" یا "عدم احساس امنیت" که یک ملت را زمین گیر می کند حال آنکه به فرض در گوشه ای ، نا امنیی هم اتفاق افتد فقط خود آن منطقه را درگیر می کند حال آنکه "عدم احساس امنیت" تمام کشور را در بر می گیرد.گاه حتی از آن مرز ها هم فراتر می رود و کسانی که بخواهند به کشور سفر کنند را هم تحت تاثیر قرار می دهد.
ماجرای "عدم احساس آزادی" هم از همین قبیل است چه در باره کنسرت باشد یا فضای مجازی یا همین ماجرای اخیر عضو زرتشتی شورای شهر یزد. در ظاهر، اجازه ندادن به "یک نفر" است که به چشم خیلی ها شاید نیاید چرا که از این دست ماجرا ها و محروم شدن های به حق یا به قول برخی ها نا بحق، باز هم داشته ایم از جمله ماجرای خانم مینو خالقی در انتخابات مجلس دهم، اما ماجرای این هموطن زرتشتی از آنجا مهمتر جلوه می کند که به همان "عدم احساس آزادی" برمی گردد که نفس را در گلو می شکند والا هزار در هزار عضو شورا و نماینده و مدیر و وزیر و حتی رئیس جمهور و... می آیند و می روند و آب هم از آب تکان نمی خورد. هزار کنسرت و برنامه هایی از این دست برگزار می شود یا تعدادی به هر دلیل لغو می شود و باز هم اتفاقی نمی افتد.
سخنرانی هایی برگزار می شود یا پشت دربسته می ماند بازهم آسمانت به زمین نمی آید و زمین به آسمان نمی رود، اما خاص شدن ماجرای «سپنتا نیکنام» و کنسرت را باید از کسانی پرسید که بر آن انگشت ابهام می گذارند و با این ابهام نگاه متعجب جهانیان را به سوی ایران جلب می کنند!
راستی آیا موضوعاتی از این دست برای آقایان اهمیتی چنین حیاتی دارد که عظمت نام ایران و حرمت آزادی در ایران اسلامی را با علامت سئوال مواجه کند؟ امید وارم کسی جواب بدهد! به هر حال پاسخگوئی نه تنها از حرمت بزرگان نمی کاهد که بر آن و دامنه شوکت شان می افزاید که آرزوی همه ما نیز هست.
مگر پوزش خواهی استاد قرائتی از "آقای دوربینی" بعد آن برخورد تند و ناپسندیده از شان ایشان کاست که پاسخگوئی و افق گشائی از شکوه حضرات بکاهد؟ نه، اتفاقا هم به شان ایشان افزود و هم به سنت عذرخواهی حرمت نهاد و هم این درس را برای همه دوباره گوئی کرد که اگر قصوری کردید، فورا عذر تقصیر بخواهید. این هم رسم مسلمانی است و هم سیره انسانی....امیدواریم کاری بکنیم که در کشور آزاد جمهوری اسلامی که شعار محوری آن، استقلال، آزادی بود، رفتار ما به "عدم احساس آزادی" دامن نزند. ان شاالله
 
 
60/56
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۹۵۷۰
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰