۳۱ شهريور ۱۳۹۶ 22 September 2017
۰
يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۱۶
Share/Save/Bookmark
 
نظر اسلام در رابطه با اشتغال زنان چیست؟
اشتغال زنان، بایستگی و چگونگی
رجبعلی فهیمی (دکترای فقه و مبانی حقوق)
 
اين یادداشت و ادامه آن، از آن جهت ضرورت يافت كه مدتي است در مجامع اسلامي به پيروي از جوامع غير اسلامي رابطه جنسيت و شغل مورد بعضي ترديدها و سؤالها قرارگرفته و فضاي پرتنش و ملتهب را به بار آورده است، يك نگاه تفريطي تمام مشاغل را در اسلام جنسيتي جلوه داده است، نتيجة اين نگاه، محروم كردن زنان از دست يابي به بسياري از منابع و امكانات جامعه است. درمقابل، ديدگاه افراطي فمينيستي داعيه بر قراري تساوي دارد، كه دستاورد آن ازهم پاشيدگي كانون خانواده، مزاحمت‌هاي جنسي، تحقير شخصيت زن، و بي توجهي به نقش اقتصادي و مديريتي مرد در دنياي امروز است. در این یادداشت، نویسنده در نظر دارد با تمسک به یک سلسله اصول کلی حاکم بر مشاغل و نیز اصول ویژه جنسیتی در اسلام، دیدگاهی را عرضه نماید که به نظرش صحیح می رسد.
 
تقسیم شغل بین زن و مرد از دغدغه‌های جدی مدیران اسلامی
در مورد اهمیت تقسیم شغل همین بس که بزرگترین مدیران جامعه اسلامی او را یکی از نگرانی‌ها و دغدغه‌های جدی خود می داند. مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی‌هایشان بانوان مسلمان را مخاطب قرار داده و می فرماید:
یکی از بزرگ‌ترین خطاهای تفکّر غربی در مورد مسئله‌ی زن، همین عنوان «برابری جنسیتی» است. عدالت یک حق است؛ برابری گاهی حق است، گاهی باطل است؛ چرا باید انسانی را که از لحاظ ساخت طبیعی - چه از لحاظ جسمی، چه از لحاظ عاطفی - برای یک منطقه‌ی ویژه‌ای از زندگی بشر ساخته شده، از آن منطقه‌ی ویژه جدا کنیم، به منطقه‌ی ویژه‌ی دیگری که برای یک ساخت دیگر، برای یک ترکیب دیگری خدای متعال آماده کرده بکشانیم؟ چرا؟ این چه منطق عقلایی دارد، چه دلسوزی‌ای در این هست؟ خیلی از این کنوانسیون‌های بین‌المللی و جهانی‌شان ناظر به همین مسائل است. روی این فکر غلط، زندگی بشریّت را تباه کردند، خودشان را تباه کردند، دیگران را هم میخواهند تباه بکنند.
بعضی‌ها برای اینکه غربی‌ها بدشان نیاید، بعضی از حقایق احکام اسلامی را، واضحات احکام اسلامی را عوض میکنند. قرآن میفرماید:« وَ اِن تُطِع اَکثَرَ مَن فِی الاَرضِ یُضِلّوکَ عَن سَبیلِ‌اللهِ اِن یَتَّبِعونَ اِلّا الظَّنَّ وَ اِن هُم اِلّا یَخرُصُون«. دنباله‌روِ فکر رایج در دنیای جهل و خرافه نباید بود؛ فکر اسلامی را باید پیدا کرد، دنبال آن باید رفت، ولو حالا یک عدّه‌ای بد بگویند.

نگاه اسلام به تفاوت‌هاي جنسيتي
به نظر مي رسد عقل سليم نه تبعيض هاي ناروا عليه زن را مي پسندد، نه تفاوت هاي زن و مرد را ناديده مي گيرد؛ نه تفاوتهاي زن و مرد توجيه گر سلب حقوق عادلانه زن و دادن امتياز به مرد است و نه بها دادن به زن و احترام به حقوق وي مستلزم تشابه ظاهري همة قوانين فردي و اجتماعي زن و مرد مي تواند باشد.
انسان بودن هر دو جنس زن و مرد توانائيها و ارزش ها و مشاغل مشترک به هريک مي دهد، در مقابل تفاوتهاي جنسي آنان نيز موجب برخي تفاوت هاي ذاتي و اكتسابي مي شود که نتیجهی آن ممکن است تقسیم شغل براساس جنیست باشد.
نمي توان گفت اين تفاوتها از نگاه اسلام در سطح زيستي و رواني محدود مي شود و در رفتار و نقش اجتماعي  و شغلی آنان تاثيري ندارد. امير مؤمنان در يك مورد به صراحت از تاثير اين تفاوت‌ها در نقش اجتماعي‌ و شغلی زن و مرد سخن مي گويد:« وَ لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ». زن را به كارهايى كه در توانش نيست مسپار كه زن گل بهارى و ريحانه است نه قهرمان و كار فرما و نه در هر كار دلير و نيرومند.
به هر روي در وجود يک سلسله تفاوتها بين زن و مرد در اسلام هيچ ترديدي نيست، اين تفاوتها يا طبيعي است و يا اعتباري و تشريعي. در روايات، با استفاده از الفاظي همچون ضعيفات القوي، گل لطيف، ريحانه و نيز با ترغيب مردان براي مدارا با زنان و واگذار نکردن مسئوليت‌هاي سنگين جسمي به بانوان، و باتعبيرات مشابه اينها تفاوت‌هاي جسمي بين زن و مرد را نشانه رفته است. بايك رشته رهنمود‌هاي چون گرايش بيشتر زنان به سمت‌وسوي زينت و زيبائي، همچون حديثي:«إِنَّ النِّسَاءَ هَمُّهُنَّ زِينَةُ الدُّنْيا» همين طور غلبة تعقل در مردان و غلبة عواطف درزنان، تفاوت‌هاي روحي و رواني مردان و زنان نيز تائيد مي شود.
راجع به تفاوتهاي تشريعي مي توان گفت: فراواني تفاوتها در احكام تشريعي به حدِّي است که از ضروريات دين اسلام تلقي مي شود. شمار آيات و روايات در تفاوت‌ها بين زن و مرد دراموري چون حجاب، تامين نفقه، مديريت در خانه، اشتراک در نماز جمعه و جماعت، دفن، کفن و نحوه وضوء و غيره در حدي از کثرت است که به صدها مورد می رسد.

نارساییهایی انديشه‌ی برابری مطلق بین زن و مرد
به نظرمي رسد هرگونه انكار مطلق تفاوت‌هاي جنسيتي(زنانگي و مردانگي) برگشت به انکار تفاوت‌هاي جنسي(تفاوت زن و مرد) و يا باز گشت به مؤثر نبودن تفاوت‌هاي جنسي در رفتار اجتماعي و جنسيتي انسان دارد، با تامل به مطالب و دلايلي که ذيلا مطرح مي گردد، پذيرفته نيست.

الف) مساوات گرايي، مستلزم انکار غايت آفرينش
انسان درهمان حال که در کار خودش موجود مختار و آزاد است، وجودش در محدوده‌ي تخلف نا پذير قوانين جبري طبيعي قرارگرفته و در اسارت اين قوانين و سنت‌ها است، فی المثل انسان گرسنه مي شود به غذا محتاج است، به هوانياز دارد و بايد تنفس کند، بيمار مي شود به دارو نياز دارد و يا سرانجام پس از دوراني از رشد و بالندگي مي فرسايد، و بتدريج همة توانها و نيروهايش را ازدست مي دهد، قوانين جبري حاکم بر هر موجودي قابل تغيير نيست، و کوشش براي تغيير آن، چگونگي هستي آن موجود را برهم مي زند.
از سوي ديگر قوانين تخلف ناپذير طبيعت که حاکم بر هستي موجودات از آن جمله بر هستي زن و مرد است داراي غايت بوده با نقش و رسالت هر موجود، از جمله رسالت ويژه‌ي نوع انساني پيوند گسست نا پذيردارد، يعني قوانين طبيعي حاکم بر وجود زن با رسالت زنانگي و قوانين حاکم بر وجود مرد با رسالت مردانگي هماهنگ است و بس.
غايت قوانين وجودي يک موجود و ار تباط وثيق بين آن قوانين حاکم و رسالت هرپديده با بر هان حساب احتمالات اثبات گرديده است.
احتمال اين که تشکيلات وجود انسان روى انتخاب به وجود نيامده باشد، و رابطه اينها با هدف و نتيجه‏اى كه بر وجود اينها بار است يك رابطه تصادفى باشد با توجه به برهان حساب احتمالات محال است.
همين طور تشکيلات خلقت زن در کنار مرد با آن نظمی که دارد، احتمال اين که اين خلقت وقوانين حاکم بر او انتخاب شده و داراي هدف و رسالت ويژه نباشد، ممتنع و محال است‏.
در پرتو اين معيار خدشه نا پذير و فراگير درعالم، بايد اذعان نمود که خلقت هريک از زن و مرد، و قوانين حاکم بر آفرينش هركدام، داراي هدف و ازروي انتخاب است، نظم غايي در آفرينش زن و مرد راهي را پيش روي هريک از دو جنس انسان نهاده است که تکامل هرجنس فقط مبتني به سير و حرکت در همان راه است، مرد و زن هريک از استعداد ها و روحيه هاي متناسب با مسئوليتي که نظام آفرينش بر دوش وي نهاده است، بهره مندند، تفاوت هاي پيش بيني شده در آنان براي نيل به غايتي معين پي ريزي شده است.

ب)تلازم مساوات گرايي با اصالت مرد و تحقير زن
سخن ديگر در مورد همسان سازي زن و مرد اين است که اين گونه همسان سازي ها از انديشه هاي باطل مرد گرايي بر مي خيزد، طرفداران مساوات گرايي نخست ارزش و اصالت را به جنس مذکر مي دهد، سپس مي کوشد تا زنان را بر انگيزند که خود را به مردان برسانند؛ و همچون آنان بينديشند و عمل کنند و احساس و عواطفي مردانه داشته باشند ونيز نقش چون آنان بيافرينند و شغلي چون آنان داشته باشند، يک چنين تفکري تحقير بزرگ نسبت به زن است.
خداي متعال كه آفريدگار انسان است خلقت هر كدام از زن و مرد را حکيمانه دانسته و مي گويد:«و من کل شيء خلقنا زوجين لعلکم تذکرون».
شايد اگر زن همچون مرد بودند، نظام زندگي متلاشي مي شد، يکي از مصلحت‌هاي بنيادي و ارزش‌هاي بسيار ضروري، حفظ نسل بشر و تربيت تبار آدمي است؛ آيا کسي هست که ارزش و نقش زن در اين خصوص را منکر بشود؟

پ)مساوات گرايي عامل بحران در جوامع انساني
پيامد ديگري يکسان سازي‌ها بخصوص در حوزه مشاغل پيدايش بحران اجتماعي است؛ علامه طباطبايي درخصوص اين مشکلات مي گويد:« اگر كسى بخواهد روشن‏تر ارزش احكام اسلام را بدست آورد، و روشن‏تر بفهمد كه چرا اسلام زنان را از مداخله در برخي امور اجتماعى منع كرد، بايد نتائج تلخ و ناگوارى را كه ساير مجتمعات بشرى از مداخلات بى‏جاى زنان به کار مردان مى‏چشند در نظر بگيرد».
ديدگاه افراطي يک‌سان سازي كنوني، در حمايت از حقوق زنان مسخ انسانيت را درپي داشته و دارد، موجب جدا کردن زن از هويت زنانگي، هويت همسري و مادري گرديده است؛ از سوي ديگر مرد هم در جايگاه واقعي خودش به عنوان پدر و مرد خانواده قرار ندارد برخي از آثار سوء و بحران خيز اين فرضيه در عرصه‌ي اشتغال را، رخدادهاي ذيل، مي توان دانست:
بي رغبتي به امور خانواده
خداي متعال وظيفة توليد و تربيت نسل انساني را بيشتر بر دوش زن نهاده براي انجام اين مسئوليت او را به ابزارهايي که از ضروريات تربيت طفل است مثل عاطفه، رافت و رقت قلب مجهز ساخته است، در مقابل شوهر را به تامين هزينه‌ي زن و فرزندانش ملزم نموده، تا زن بافراغت کامل و فرصت کافي نخست به ايفاي وظايف خود درخانه بپردازد، فضاي آرام و پرمهر و محبت را براي شوهر و فرزندان آماده سازد، پيشنهاد همسان سازي شغلي موجب مي شود که زن، تربيت فرزندان، رسيدگي به شوهر و سامان بخشيدن به کانون خانواده را رهانموده، همچون مردان کارنمايد، ادامه‌ي افراطي بحث استقلال اقتصادي و آزادي شغلي زنان سبب شده است تا بانوان از کار منزل و رسيدگي به امور خانواده و شوهر و فرزندان دست بر د اشته، در محيط هاي کار بيرون از منزل به خدمت منافع اقتصادي سرمايه داري و استثمار آسانتر قراربگيرد، تا جائيکه عکس العمل اين بهره کشي به مرد ستيزي و مقابله جنسي نيز منجر شده است.
تحقير شدن زنان
زن در سايه جذابيت جنسي که دارد، بسياري از کار فرمايان و فروشندگان فروشگاه هاي بزرگ ترجيح مي دهند از نيروي کار زنان براي جلب مشتري استفاده بکنند؛ اين استخدام صاحبان ثروت و مديران شرکت ها نه براي رعايت مصالح زنان و ارتقاي وضع مادي آنان است بلکه براي منافع مادي خود به سراغ زنان و دختران مي روند، و آنان را در جهت اين اميال شوم خودشان استخدام مي کنند، از آنان توقع دارد که براي مشتريان جذابيت وجلوه گري زنانگي خودش را به نمايش بگذارد، بي گمان اين گونه استخدامات و انتخاب شغلي بدون قيد و شرط و بدون توجه به حفظ كرامت و وقار زن، تحقير نيروي کار زن و توهين به شخصيت او است.
هتک عفت و آزار جنسي
عدم توجه سازمان‌ها به امر جنسيت در انجام مشاغل، موجب اختلاط زن و مرد در محل کار و سبب فتنه انگيزي، بي احترامي و هتک عفت بسياری شده است، اين مسئله گرچه درکشورهاي اسلامي به سبب وجود فرهنگ ديني و مذهبي بسيار اندک است؛ ولي دربين زنان شاغل غير مسلمان فراوان و يکي از مهم ترين مشکلات آنان بر شمرده مي شود، در آمريکا مطابق گزارش، 42 درصد و در هلند 58 درصد زنان شاغل قرباني مزاحمت هاي جنسي هستند، بر همين قياس است در ساير كشورهاي مشابه، بنابراين آزارجنسي و هتک نواميس، در محيط کار زنان شاغل غربي واقعيت تلخ و انکار ناپذيراست.
همسان سازي سبب اضرار جسماني به زن
برخي ازکارهاي بيرون از منزل براي زن با توجه به وضعيت و ساختار جسماني شان بسيار سنگين و توان فرسا است، که سرانجام اگر بخواهد چون مردان باشد سبب اضرار زدن به جسم آنان مي گردد، کار که زمينه ساز اضرار به زن باشد از منظر اسلام به يقين مطلوب نيست.

ت)شواهد تجربي بر عدم امکان مساوات گرايي فراگير شغلي
از آن چه گفته شد هم كه بگذريم، دليل و يادست کم شاهد تجربي ديگر بر تفاوت زن و مرد، و عدم امکان همسان سازي فراگير شغلي، تلاش متمادي ملت‏هاى به اصطلاح متمدن دنيا است، که با كوشش و حرص ناگفتنى از صدها سال پيش به اين سو در صدد بر آمدند تا يکسان سازي دختران و پسران، زنان و مردان را در تمام شئونات اجتماعي نهادينه بسازد، در زمينه‌ي تربيت و انتخاب شغل هيچگونه تمايزي بين پسر و دختر، زن و مرد نگذاشتند، در اين راه از هيچ تلاشي دريغ نکردند تا بتواند استعدادهاى نهفته در هر دو طايفه را از قوه به فعل در آورند.
با وجود آن همه تکاپوي که داشتند به گفته علامه طباطبایی هنوز موفق به یکسان سازی نبوده اند؛ لازمه‌ي عدم توفیق این است که جنسیتی بودن برخی مشاغل و و ظایف را بپذیریم در جهت تربيت مردان براى مشاغلى چون حكومت و قضا و رزمندگى و تدبير عمومي جامعه بکوشیم؛ برای تربيت كردن زنان در مشاغلى که مناسب با عواطف رقيقه باشد از قبيل بعضى از شاخه‌هاي پزشكي، عكاسي، موسيقى، طباخى، تربيت كودكان، پرستارى بيماران و امثال آن بکوشیم؛ بله در غير اين دو گروه از مشاغل كه نه نيروى تعقل بيشتر ‏بخواهد و نه عواطف رقيق‏تر، تفاوتى بين مردان و زنان نيست.
برخي از انديشمندان تحقيقاتی كه انجام داده اند و آماري كه از وضعيت كاري زن در گذشته و حال گرفته اند، به این نتیجه رسیده است كه در حال حاضر علي رغم در آمد هاي قابل توجه زنان در ورود به سازمانها، آنان کمتر از چهارده در صد پست هاي مديريتي ارشد را دارا هستند باوجود اين در صد پايين در آمريكا، در کل جهان وضعيت بدتر است به طور مثال در اروپا زنان تقريبا 5 در صد مقام هاي بالا را دارند، اما در ژاپن و آلمان کمتر از3 درصد از زنان مدير ارشد هستند
    
 ث)تفاوت رفتارجنسيتي- شغلي، از سنت هاي الهي وتاريخي
يک واقعيتي که قرآن، آن را کشف نموده و روي آن پافشاري مي کند و يک امر مسلم قرآني است چنانکه مي فرمايد:«سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَ لَا تجِدُ لِسُنَّتِنَا تحْوِيلاً» سنت هاي تاريخي است، قرآن با اين فکر که حوادث خود به خود صورت مي گيرد، و يا اين نظر که حوادث در دست تقديرات غيبي است و مارا در برابر آنها جز تسليم و رضا راهي نيست به شدت مقابله مي کند، عقل بشر را هشدار مي دهد براي اين که انسان بتواند بر سرنوشت خود حاکم شود، لازم است اين سنت ها و قوانين را بشناسد، قرآن کريم سنت هاي تاريخي را داراي سه ويژگي مي داند:
الف) اولين حقيقت در سنن تاريخ، عموميت داشتن آن است، يعني سنت هاي تاريخ روابط اتفاقي و کورکورانه نيست، يک وضع ثابت و غير قابل تخلف دارد.
ب) دومين حقيقت که قرآن روي آن تکيه دارد، خدايي بودن اين سنتها است، سنن تاريخ رباني والهي بوده و مربوط به خداوند است، اين سنت ها و قوانين اراده الله است حکمت و تدبير خدارا در عالم تجسم مي بخشد.
ج)حقيقت سومي که قرآن روي آن به کرات در خلال آياتش تکيه دارد مساله آزادي اراده و اختيار انسان در قبال اين سنتها است، سنتهاي تاريخ هم خصوصيت علمي دارد که نشان دهندة حکمت خدا و حسن تدبير او در زمينة تاريخ است، و نيز خاصيت انساني دارد، لذا انسان نمي تواند نقش مثبت در آن نداشته باشد و نمي تواند اراده، آزادي و انتخابش را در آن بي تاثير بداند.
سنن تاريخي و اجتماعي در قرآن صورت هاي مختلف دارد، گاهي در قالب قضيه‌ي شرطيه بيان مي شود مانند آن جاکه مي گويد:« ان الله لايغير مابقوم حتي يغيروا مابانفسهم». اين سنت تاريخ به زبان يک گزاره القاشده است، بازگشت آن به وجود پيوند دو نوع متغير است، يعني بين تغيير، در محتواي باطني انسان، و تغيير در وضعيت ظاهري او ارتباط قائل اند، نمونة ديگر اين آيه است:« وان لواستقاموا علي الطريقه لاسقيناهم ماء غدقا». در اين سنت تاريخي که توليد فراوان را وابسته به عدالت در توزيع مي داند، بطور واضح از شکل دستوري جملة شرط و جزا استفاده شده است.
صورت دوم از صورتهاي سنن تاريخ در قرآن، شکل قضيه فعلية قطعي و تحقق يافته دارد، به صورت منجز، بدون حالت منتظره عرضه مي شود مانند قوانين طبيعي وکيهاني است که گفته شود:« در فلان روز باران بر فلان منطقه فرومي بارد» جمله صورت شرطي ندارد، به طور محقق به منظور تحقق در زمان ومکاني معين، صورت گرفته است.
صورت سوم از صور سنت هاي تاريخ که شديدا مورد اهتمام قرآن کريم است، سنت هايی است که به گونه‌ي کشش ها و گرايش هاي طبيعي در حرکت تاريخ انسان قرارگرفته است، شهید صدر در اين خصوص مي گويد:« هذه سنة، لكنها سنة علي مستوي الاتجاه لا علي مستوي القانون ، لماذا؟ لان التحدي لهذه السنة لحظة اولحظات ممكن»کشش و جاذبه جنس مخالف يک نمونه از اين سنت هاي تاريخي است، اين کششها و گرايشها در حد خودش يک سنت اصيل است كه در طبيعت زن و مرد تعبيه شده است نه صرفا يك قانون اعتباري.
 هرچند مبارزه با آن براي يک مدت کوتاه ممکن است چون در حد يك گرايش است( نه در سطح يك قانون مانند غليان آب)؛ براي قوم لوط اين امکان را مي دهد که براي مدتي کوتاه اين سنت طبيعي را پشت پا بزنند، و يا مانند عصرما هم جنس گرايي مي تواند مدتي جاي از دواج زن و مرد را بگيرد ولي مبارزه دائمي امکان ندارد، چون تخلف از اين سنت اصيل باعث مي شود که انسان ها سربه نيست بشود، اين سنتها مبارزه گران باخودش را سرانجام خورد مي کند چون اين گرايش ها يک امر اصيل در حرکت تاريخ انسان است.
گرايش زن و مرد به دونوع رفتار و وظيفه نيز يک قرار طبيعي و نمونه‌ي ديگراز همين سنتهاي تاريخ است، تنها وظيفه و مسئوليت قانوني نيست بلکه دو نوع گرايش مختلف در طبيعت زن و مرد است و ازخارج پديد نيامده، ولي قابل مخالفت مي باشد، يعني مي توان برخلاف آن قانوني وضع کرد مبني بر اين که بر مرد واجب است در خانه بماند تا به کار پرستاري و تربيت اطفال بپردازد و بر زن لازم است از خانه خارج شود تا رشتة کار و فعاليت را در دست گيرد.
اين کار ممکن است از طريق قانون جامه عمل بپوشد، بدين وسيله مي توان با کشش و گرايش طبيعي مبارزه کرد ولي اين مقابله کارش به دوام نمي کشد، سنتهاي تاريخ با آن مخالفت مي کند زيرا ما بدين وسيله تمام توانايي ها و قدرت هايي که زن و مرد بدان مجهزند را ازدست خواهيم داد.

نتیجه
در وجود يک سلسله تفاوتها بين زن و مرد در اسلام هيچ ترديدي نيست، اين تفاوتها يا طبيعي است و يا اعتباري و تشريعي.
با توجه به دلايل و شواهد ارائه شده، رسالت‌ها و وظايف قراردادي زن و مرد بايد باتفاوتهاي تکويني و طبيعي آنان هماهنگ باشد.
راجع به تفاوتهاي تشريعي مي توان گفت، فراواني تفاوتها در احكام تشريعي در حدِّي است که از ضروريات دين اسلام تلقي مي شود.
تفاوتها از نگاه اسلام در سطح زيستي و رواني محدود نمي شود بلکه در رفتار و نقش اجتماعي زن و مرد تاثير دارد.
تفاوت‌هاي زن و مرد تنها در امور مطلوب و اوصاف پسنديده محدود است.
ويژگي هايي که محور تفاوت بين زن و مرد هستند چنين نيست که در يک صنف باشند و در صنف ديگر اصلا موجود نباشد بلکه تفاوت‌ها در حد اشتداد و ضعف است مثل اين که احساسات زن و تدبير مرد بيشتر از ديگري است.
نسبت به زن که رسالت پرورش و نمو انسان‌هارا به عهده دارد، هيچ برنامه اي شغلي نبايد در جهت تضعيف يا تحقير وظايف اصلي و اساسي زن حرکت کند.
وجود نيروي عظيمي از عاطفه و احساس که در خلقت زن هست، عشق، نشاط و عاطفه بشري را پاسخ مي دهد، برنامه‌ي شغلي نبايد به گونه‌ي وضع شود که اين پويايي وشادابي را از حيات اجتماعي انسان ريشه کن نمايد.
با تامل در آيات و روايات دريافت مي شود که برنامه‌ي جنسيت در اسلام قابل انکار نبوده و رعايت آن محدود به امور عبادي نمي شود بلکه معاملات و ديگر فعاليت ‌اجتماعي انسان را نيز پوشش مي دهد، بدين جهت در برنامه ريزي‌ها و تدوين مقررات شغلي نمي شود بي اعتنا ازکنارمسائل جنسيت عبور کرد.
 
66/56
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۷۴۲۴
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰