۴ اسفند ۱۳۹۵ 22 February 2017
۰
شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۵۸
Share/Save/Bookmark
 
در گفتگو با خبرگزاری فرهنگ رضوی مطرح شد:
بررسی شبهات درباره میلاد حضرت عیسی (ع)
 
میلاد حضرت عیسی علیه‌السلام بدون پدر، مطلبی است که در قرآن کریم به آن اشاره شده است و با این وجود، هنوز هم بسیاری از افراد به اشتباه به قاعده تثلیث معتقد بوده و آن حضرت را از روی جهل، فرزند خدا می‌نامند. همزمان با قرار گرفتن در ایام کریسمس و میلاد حضرت مسیح علیه‌السلام، برای رفع شبهات در این زمینه، با دکتر «ملیحه سادات موسوی تهرانی» کارشناس تفسیر قرآن و استاد دانشگاه به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
 
در قرآن کریم در سوره مبارکه مریم مشاهده می‌کنیم که پیش از بیان ماجرای تولد حضرت عیسی علیه‌السلام، ماجرای تولد حضرت یحیی علیه‌السلام مطرح شده است. دلیل این امر چیست؟ آیا میان داستان میلاد این دو پیامبر خدا شباهتی وجود دارد؟

همین طور است. اگر نگاهی به سوره مبارکه مریم بیندازیم، متوجه می‌شویم که در ابتدای این سوره، داستان ولادت حضرت یحیی در قالب حدود 15 آیه مطرح شده و سپس به نحوه میلاد حضرت مسیح علیه‌السلام پرداخته شده است. در واقع در بخش دوم سوره مریم و بعد از بیان داستان یحیی علیه‌السلام، به داستان عيسى علیه‌السلام اشاره شده است.

نکته قابل توجه آن است که داستان زندگی این دو پیامبر الهی شباهت زیادی با هم دارد؛ مانند:
1- نحوه ولادت هر دو پیامبر، به شکل خارق‌العاده‌ای صورت گرفت. تولد يحيی علیه‌السلام از پدری پير و مادری نازا بود و تولد عيسی علیه‌السلام از مادری بدون پدر انجام شد.
2- به هر دو در کودکى حکم و نبوت داده شد.
3- عیسی علیه‌السلام هم در کودکی اعلام کرد که از سوی خداوند متعال، مأمور به احسان به مادر شده است.
4- عیسی علیه‌السلام هم اعلام کرد که جبار و شقى نيست.
5- عیسی علیه‌السلام هم بر خود در روز ولادتش و روز مرگش و روز مبعوث شدنش سلام داده است.
و شباهت‌های دیگری که در اینجا فرصت پرداختن به آن‌ها وجود ندارد. در نهایت حضرت يحيى علیه‌السلام پیامبری حضرت عيسى علیه‌السلام را تصديق کرده و به او ايمان آورد.
 
دلیل کناره‌گیری حضرت سلام الله علیها از مردم چه بود؟

در سوره مبارکه مریم می‌خوانیم که: «وَ اذْکرْ فِي الْکتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِيًّا» یعنی در اين کتاب مريم را ياد کن آن دم که در مکانى در طرف شرقى مسجد از کسان خود کناره گرفت. منظور از ذکر و یادآوری مریم (س)، یاد کردن داستان زندگی اوست. همچنین مقصود از «کتاب» قرآن کريم و يا سوره مريم است که جزئى از کتاب است، چون جزء کتاب هم همچون خود کتاب است‏.
کلمه «انتبذت» از ریشه «نبذ» به معنی کناره گرفتن از مردم به طور گمنام است. به کار بردن این تعبیر شايد اشاره به آن باشد که مريم به صورت متواضعانه و گمنام و خالی از هر کاری که جلب توجه کند، از جمع کناره‌‏گيری کرده و آن مکان از خانه خدا را برای عبادت انتخاب کرد.
معناى آيه اين است که در اين کتاب داستان مريم را در آن حين که از مردم اهل خود کناره گرفت و در مکان شرقى (که گويا همان سمت شرقى مسجد بیت‌المقدس باشد) ساکن شد تا به راز و نیاز با خدای تعالی بپردازد و چیزی او را از یاد خدا غافل نکند.
 
آن طور که در قرآن کریم می‌خوانیم حضرت مریم سلام الله علیها در زمان میلاد حضرت عیسی علیه‌السلام هم به همین صورت از مرم کناره‌گیری کرد.

پس از اینکه حضرت مريم به صورت متواضعانه و گمنام و خالی از هر گونه کاری که جلب توجه کند، از جمع کناره‌‏گيری کرد، و در محل شرقی بیت‌المقدس ساکن شد، حجابی ميان خود و ديگران افکند تا خلوتگاه او از هر نظر کامل شود.
 
علت چنین اتفاقی در آن زمان چه بود؟ آیا آن حضرت از تولد فرزند خود باخبر بود؟

باید توجه شود که در سوره مریم تصریح نشده است که اين حجاب برای چه منظور بوده، اما با توجه به آیه 22 سوره آل عمران می‌توان پاسخ این ابهام را پیدا کرد. در آیه 22 سوره آل عمران می‌فرماید: «کلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَکرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً؛ هر وقت زکريا وارد محراب او می‌‏شد می‌‏ديد که نزد او رزقى است». بنا بر این آیه، به نظر می‌رسد که مریم سلام الله علیها از مردم کناره‌گیری کرد و خود را از آنها پوشانید تا ذهن و قلبش برای عبادت و ذکر خداوند متعال آزاد باشد. در اين هنگام خداوند، روح را که يکی از فرشتگان بزرگ است، به سوی آن بانوی بزرگوار فرستاد و او در شکل انسان کامل بی‌‏عيب و نقص و خوش قيافه‌‏ای بر ایشان ظاهر شد.
 
پرسش دیگری که در اینجا مطرح می‌شود، آن است که آیا در آن زمان حضرت مریم سلام الله علیها، روح را در قالب انسان دید؟

آنچه که بر مریم سلام الله علیها به صورت انسان ظاهر شد، نه انسان بود و نه جن. بلکه ملکی بود که برای انجام مأموریتی به این صورت ظاهر شد و بر اساس آیات قرآن، آن فرشته همان جبرئیل بوده است. شاهد این نظر را با جست‌وجو در آیات قرآن می‌توان یافت.
خداوند آن فردى را که مأمور وحى است، جبرئيل ناميده و فرموده است: «مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‏ قَلْبِک بِإِذْنِ اللَّهِ؛ کسى که با جبرئيل دشمن است که چرا قرآن را بر تو نازل کرد، بيهوده دشمن است زيرا همانا او نازل کرد قرآن را بر قلب تو به اذن خدا» (بقره/97)
این فرشته حامل وحی در آیه دیگری، «روح» نامیده شده است: «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّک؛ بگو روح‌القدس آن را از ناحيه پروردگارت نازل کرد.» (نحل/102) و یا آنجا که فرموده است: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى‏ قَلْبِک؛ روح‌الامين آن را بر قلبت نازل کرد.» (شعرا/194)
فرشته حامل وحی در سوره حاقه «رسول» هم خوانده شده است: «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کرِيمٍ؛ به درستى آن گفتار رسولى بزرگوار است.» (حاقه/40)
با توجه به این آیات می‌توان نتیجه گرفت آن فرشته‌ای که بر مریم سلام الله علیها به صورت انسان ظاهر شد، همان جبرئیل فرشته بزرگ الهی بوده است. همچنین باید توجه داشت که نسبت دادن روح به خدا در کلمه «روحنا؛ روح ما» به دلیل احترام و تشریف جبرئیل است.
 
پس در قرآن کریم تنها به ظاهر شدن جبرئیل اشاره شده اما همین قضیه در سوره آل عمران به جمعی از فرشتگان نسبت داده شده است. آنجا که می‌فرماید: «قَالَتْ رَبِّ أَنَّى یکونُ لِی وَلَدٌ وَلَمْ یمْسَسْنِی بَشَرٌ قَالَ کذَلِک اللّهُ یخْلُقُ مَا یشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یقُولُ لَهُ کن فَیکونُ؛ (مریم) گفت: پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد، در حالى که انسانى با من تماس نگرفته است؟! فرمود: خداوند، این‏گونه هر چه را بخواهد مى‌‏آفریند! هنگامى که چیزى را مقرّر دارد (و فرمان هستى آن را صادر کند)، فقط به آن مى‏‌گوید: موجود باش! آن نیز فوراً موجود مى‌‏شود» (آل عمران/47) چرا یک بار جبرئیل را نام برده و در جای دیگر تعدادی از فرشتگان را؟

با مقایسه آیه 47 سوره آل عمران با آیه مورد بحث، این نتیجه به دست می‌آید که کلام فرشتگان با حضرت مریم سلام الله علیها که در سوره آل عمران به آن اشاره شده، همان سخنی است که در این سوره به جبرئیل نسبت داده شده است. نکته قابل توجه این است که نسبت دادن کلام یک نفر از یک گروه به تمام افراد آن گروه بعید نیست. چون همه در آن کلام و يا در سنت و عادت و خلقت موافقت و شرکت دارند.
 
آیا چنین تعبیری در جای دیگری از قرآن کریم هم به کار رفته است؟

بله. قرآن کریم بارها این تعبیرات به کار رفته است. مثلا آنجا که سخن یک نفر از قومی را به تمام آن قوم نسبت می‌دهد: «يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ؛ مى‌‏گويند اگر به مدينه برگرديم به طور قطع آنکه عزيزتر است ذليل‏‌تر را بيرون خواهد کرد.» (منافقون/8) در این آیه با وجود اينکه گوينده سخن يک نفر بوده، اما سخن او به جمع نسبت داده شده است.
این تعبیر در سوره انفال نیز استفاده شده است: «وَ إِذْ قالُوا اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِک فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ؛ و چون گفتند: بار الها اگر اين حق و از ناحيه تو است پس سنگى از آسمان بر ما بباران.» (انفال/32)
 
تمثل روح در قالب بشر به چه معناست؟

«تمثل» در اصل از ریشه «مثول» به معنی ايستادن مقابل چيزی است، و «ممثل» به چيزی می‏‌گويند که به صورت ديگری ظاهر شود، نه اینکه واقعا تغییر شکل یا ماهیت بدهد. بنابراین منظور از جمله «تَمَثَّلَ لَها بَشَراً» این است که فرشته بزرگ خدا در برابر مریم سلام الله علیها به شکل انسان ظاهر شد. البته باید توجه داشت که فرشته در صورت به شکل انسان درآمد و سیرت او تغییری نکرد، بنابراین او باز همان فرشته است نه انسان.
در بیان عادی هم وقتی گفته می‌شود «چیزی تمثل پیدا کرد» یعنی چیزی برای چیز دیگری به صورتی درآمد و او آن را به فلان شکل تصور کرد، نه اينکه واقعا هم به آن صورت درآمده و چيز ديگرى شده باشد. پس منظور از تمثل فرشته به صورت انسان، ظاهر شدن او براى بيننده به صورت انسان است، نه اينکه واقعا انسان شده باشد. چون اگر معنايش اين باشد لازم است که چيزى به چيز ديگری تبدیل شود، نه اينکه به صورت چيزى ديگری نمایان شود.
 
پس آنچه که حضرت مریم سلام الله علیها در آن زمان مشاهده کرد، فرشته بود که در قالب انسان ظاهر شد؟

همین طور است. منظور از تمثل روح برای مریم سلام الله علیها، اين است که مریم سلام الله علیها او را به شکل انسان مشاهده کرد هر چند که سيرت او همان فرشته بود. اما مریم سلام الله علیها به محض دیدار او، درحالیکه از ماجرا خبر نداشت، گمان کرد او انسانی به صورت و سیرت است. در واقع جبرئیل واقعا به صورت انسان تبدیل نشده بود، بلکه تنها در قوه بینایی مریم سلام الله علیها به شکل انسان نمایان شد و در خارج از قدرت ادراک او همان فرشته بود.
 
کلمه تمثل فقط در همین آیه و در زمان تولد حضرت عیسی علیه‌السلام به کار رفته است؟

بله. کلمه تمثل در قرآن کریم تنها در آیه مورد بحث به کار رفته است، هر چند که در روایات اسلامی در چندین مورد به این کلمه برخورد می‌کنیم. مانند این ماجرا در موارد دیگری در قرآن کریم دیده می‌شود؛ مانند:
- نزول فرشتگان کرام بر ابراهيم علیه‌السلام و بشارت دادن او به تولد اسحاق علیه‌السلام.
- نزول آنها بر لوط علیه‌السلام و ظهورشان به صورت بشر.
- ظهور ابليس در جنگ بدر به صورت سراقة بن مالک، با آنکه سراقه آن روز در مکه بود که در آيه 48 سوره انفال بدان اشاره شده است.
همچنین در روایات به نمونه‌هایی از ماجرای تمثل اشاره شده است، مانند:
- تمثل ابليس به صورت پیرمردی در داستان دار الندوة، که مشرکين براى کشتن پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله مشورت مى‏‌کردند و ابلیس به صورت پيرمرد سالخورده‌ای ظاهر شد و پيشنهاد جديد و تازه‌‏اى داد و همه پذيرفتند.
- و یا تمثل ابلیس در روز عقبه به صورت منبه بن حجاج.
- تمثل ابلیس براى يحيى علیه‌السلام به صورتى عجيب و غريب.
- تمثل دنيا براى امير المؤمنين علیه‌السلام به صورت زنى زيبا و فتان.
- تمثل مال و اولاد و عمل انسان در هنگام مرگ.
- تمثل اعمال انسان در قبر و در روز قيامت.
همچنین تمثل‏‌هايى که در خواب ديده مى‌‏شود از همين قبيل است. مانند تمثل دشمن به صورت سگ يا مار یا عقرب،  تمثل همسر به صورت کفش، تمثل ترقى و علو مقام به صورت اسب،  تمثل افتخار به صورت تاج و...
بنابراین در بسیاری از این موارد، شخص متمثل شده واقعا تغییر شکل و ماهیت نداده و صورت خارجی ندارد،  بلکه دیگران او را به این صورت مشاهده می‌کنند.
 
40/19
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۵۷۵۹
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰