۲۸ دی ۱۳۹۶ 18 January 2018
۰
پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۱
Share/Save/Bookmark
 
بررسی پیام امام به گورباچف در گفت و گوی خبرگزاری رضوی با دکتر تقوی:
مشی امام پیامبرگونه و پیام ایشان نه رفتاری سیاسی، که نوعی انذار و دعوت دینی بود
 
به نظر من این نکته بسیار مهم است که امام نمی خواست از نظام شوروی حمایت کرده و برای حفظ آن نظام به او تذکر و یا راه حلی نشان دهد. امام دل نگران فروپاشی شوروی نبود. بلکه امام می خواست به او بگوید مراقب باشید تا وقتی می خواهید از چاله بیرون بیایید به چاه نیافتید.
 
حسن دیانی؛ سرویس فرهنگ و جامعه/ ۱۱ دی ماه سال ۱۳۶۷ بود که حضرت آیت الله جوادی آملی با همراهی دکتر محمدجواد لاریجانی و خانم حدیده چی پیام امام خمینی (ره) را به گورباچف رئیس جمهور شوروی ابلاغ کردند. پیامی که در آن خارج از عرف مرسوم نظام بین الملل، خطاب به رهبر یکی از دو ابرقدرت آن زمان دنیا نوشته شده بود. امام در این پیام با بیان اینکه: «براي همه روشن است كه از اين پس كمونيسم را بايد در موزه هاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد» کمونیسم را در انتهای راه خود دانسته و بیان می کند: «رهبر چين اولين ضربه را به كمونيسم زد و شما دومين و علي الظاهر آخرين ضربه را بر پيكر آن نواختيد»
امام سپس به گورباچف در مسیری که دارد طی می کند تذکر می دهد که: «ممكن است از شيوه هاي ناصحيح و عملكردهاي غلط قدرتمندان پيشين كمونيسم در زمينه اقتصاد، باغ سبز دنياي غرب رخ بنمايد؛ ولي حقيقت جاي ديگري است.» و به نظر می رسد که این حقیقت را نه از موقعیت یک رهبر سیاسی، که از جایگاه یک رهبر دینی و مذهبی اینگونه بیان می کند که: «جناب آقاي گورباچف! بايد به حقيقت رو آورد؛ مشكل اصلي كشور شما مسأله مالكيت و اقتصاد و آزادي نيست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعي به خداست» و اینگونه او را به خدا و توجه به دین دعوت می کند.
امام خمینی(ره) در ادامه این پیام به ارشاد و دعوت گورباچف رهبر بزرگترین نظام غیر دینی و حتی ضد دینی پرداخته و از او و اندیشمندان این کشور دعوت می کند که به پژوهش و تحقیق پیرامون مفاهیم بلند دین مبین اسلام و تأمل در اندیشه های فلاسفه اسلامی روی آورند. امام خمینی تغییر در جهان بینی را راه نجات می داند. این دریای معارف دینی را آنقدر عمیق و با عظمت می داند که دستیابی به آن به سادگی امکان نداشته و اینگونه بیان می کند که: «ديگر از كتب عرفا و بخصوص محي الدين بن عربي نام نمي برم كه اگر خواستيد از مباحث اين بزرگ مرد مطلع گرديد، تني چند از خبرگان تيزهوش خود را كه در اين گونه مسائل قوياً دست دارند، راهي قم گردانيد تا پس از چند سالي، با توكل به خدا از عمق لطيف باريكتر از موي منازل معرفت آگاه گردند كه بدون اين سفر آگاهي از آن امكان ندارد.»
خبرگزاری رضوی نیز به مناسبت سالروز نگارش این نامه تاریخی نزد دکتر سید محمد علی تقوی، دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد رفته است تا با ایشان پیرامون این موضوع گفت و گو کند.
 
در ابتدا کمی پیرامون وضعیت و شرایط شوروی در آن زمان بپردازید و این که امام خمینی(ره) در چه شرایطی چنین پیامی را برای گورباچف فرستادند؟
این دوره زمانی بود که گورباچف با روی کار آمدن در کشور شوروی دست به یک سری اصلاحات زده بود. اصلاحات سیاسی که به آن گلاسنوست گفته می شد و اصلاحات اقتصادی که از آن با نام پروستاریکا یاد می کردند. بنابراین این اصلاحات در جریان بود و مدتی از زمان آنها طی شده بود. به نظر هم می رسید که نظام کمونیستی توسط این اصلاحات و این اشخاص در حال تغییر و تحولات جدی بود. در چنین فضایی بود امام آن پیام را فرستادند. در واقع هدف امام از این پیام هم نوعی انذار به گورباچف و جریان او بود که در این اصلاحات خیلی به سمت غرب حرکت نکرده و مشکل، و در نتیجه هدف را جای دیگر جستجو کند.
به نظر من این نکته بسیار مهم است که امام نمی خواست از نظام شوروی حمایت کرده و برای حفظ آن نظام به او تذکر و یا راه حلی نشان دهد. نباید سوء برداشت داشت. بلکه امام می خواست به او بگوید مراقب باشید تا وقتی می خواهید از چاله بیرون بیایید به چاه نیافتید. به نظر من هدف اصلی امام این بود. و الا امام همان اندازه که با نظام سرمایه داری مخالفت داشت، با نظام کمونیستی هم مخالف بود. شاید کمی هم بیشتر. چرا که نظام کمونیستی با خصوصیات الحادی و ضد دینی آن تضاد بیشتری با دیدگاه های مذهبی امام می توانست داشته باشد. بنابراین هدف امام نوعی انذار به این دولت بود. که این مسئله هم در متن پیام ایشان کاملا واضح است.
 
به نظر می رسد که امام نمی خواهد پیام ایشان در چارچوب مناسبات سیاسی فهم شود. چرا که پیام را از طریق مرسوم سیاسی، یعنی به وسیله وزیر امور خارجه ارسال نمی کند. بلکه یک عالم دینی را با همراهی یک خانم و یک مشاور سیاسی برای ابلاغ پیام به شوروی می فرستند.  
بله؛ این هم نکته مهمی است که امام سعی می کند که پیام خود را در غالب پیام سیاسی ارائه نکند. گویا نمی خواهد در جایگاه رهبر سیاسی ایران صحبت کند. عمل امام پیامبرگونه و مضمون سخن و افرادی که می فرستد خارج از کانال دیپلماتیک است. البته حالا غیر رسمی و غیر دیپلماتیک هم نیست؛ ولی دیپلماتیک محض هم نیست.
محتوای پیام ایشان هم دینی و عرفانی است. که این هم نکته مهمی است. یعنی اگر نگوییم کاملا غیر سیاسی است، باید گفت به گونه ایست که از آن مرزهای سیاست و آن چیزی که در دنیای سیاست متعارف است فراتر می رود. گویی امام از مرزهای سیاست فراتر رفته و در نقش یک مرشد و داعی مذهبی ایفا نقش می کند.
 
لحن امام در این نامه، به نظر می رسد که از یک موضع بالا و برتر است. مثلاً خیلی صریح می گوید چین اولین ضربه را به کمونسم زد و شما دومین و احتمالاً آخرین ضربه را، یا اینکه به ایشان می گوید مشکل شما مالکیت، آزادی و اقتصاد نیست بلکه مشکل شما جای دیگری است و سپس اندیشمندانشان را به مطالعه و حتی سفر به ایران برای آشنایی با اسلام دعوت می کند. این لحن امام هم جالب بود. گورباچف هم مؤدبانه و با احترام پاسخش را برای امام ارسال می کند.
اینکه می فرمایید امام از موضع بالا صحبت می کند، این از موضع بالای سیاسی نیست. بلکه موضع بالای ایمانی و عرفانی است. چرا که این موضع بالا در سیاست مطرح می شود اما اینجا اینگونه نیست. امام دارد انذار و ارشاد می کند. زاویه دید یک مرشد خطاب به کسی است که در موضع نصیحت و ارشاد قرار دارد. فرمان دادن در حوزه سیاست نیست، بلکه امام موضعی نسبت به حق و باطل دارد و از این موضع است که دارد محکم صحبت می کند.
در مورد گورباچف هم بله؛ او مؤدبانه صحبت کرده و پاسخ می دهد. هرچند هیچ نشانه ای دال بر این که تحت تأثیر قرار گرفته باشد وجود ندارد. ولی یک برخورد دیپلماتیک خوب کرده است.  به طور کلی هم روش و خط مشی سیاسی گورباچف در آن زمان هم به همین صورت بود. یعنی با بقیه کشورها هم همین گونه رفتار می کرده است.
به هر حال او رعایت شئون دیپلماتیک را کرده است. واکنش او سیاسی است و جزء آداب دیپلماتیک محسوب می شود. احتمالا هم دلیل اش را باید این دانست که او جان پیام را درک نکرده است.
 
منظور بنده این بود که چه پیام امام و چه پاسخ گورباچف موضعی نیست که با یک ابرقدرت دارد اتفاق می افتد.
 
بله امام با لحنی صحبت نمی کند که خطاب او یک ابرقدرت است و گورباچف هم از موضع رئیس یک ابرقدرت پاسخ نمی دهد. البته همان زمان هم این برداشت وجود داشت. یعنی امام همان مشی و رفتاری را با شوروی داشته اند که پیامبر(ص) در فرستادن نامه های دعوت به سایر امپراطوری های زمان خود داشتند. به همین دلیل است که رفتار امام را نباید سیاسی تلقی کنیم یا حداقل سیاسی محض تلقی کنیم. طبیعتاً بازتاب سیاسی هم ممکن است داشته باشد. چرا که وقتی کسی را دعوت می کنید که حقیقتی را بپذیرد که شما مد نظرت هست این قطعاً بازتاب سیاسی هم دارد. اما پیام ذاتش سیاسی نیست. یعنی هدف آن سلطه سیاسی و یا توسعه طلبی و منفعت طلبی سیاسی نیست.
 
همانطور که فرمودید گویی امام می بیند که شوروی با آن همه اقمار و جریانات مطیع و همراه او در حال فروپاشی و غلتیدن به سمت لیبرالیسم و غرب است و لذا امام می خواهد دلسوزانه (اگر این تعبیر درست باشد) جلوی این قضیه را گرفته و نسبت به آن هشدار دهد.
بله؛ ولی باید توجه داشت که در آن زمان بحث فروپاشی مطرح نبود. یعنی افول ایدئولوژیک و غلتیدن در دامن لیبرالیسم مطرح بود اما کسی فکر نمی کرد که ممکن است فروپاشی روی دهد. دغدغه امام این است.
البته همان طور که گفتم این مهم است که امام دلنگران فروپاشی نیست. امام نمی گوید این بهتر است باشد و بودش از نبودش بهتر است. چرا که اصلاً آن زمان شاهدی بر فروپاشی سیاسی شوروی نبود. به نظر من امام از وقوع چنین اتفاقی ناراضی هم نبود.
البته آن زمان در ایران و کشورهایی مانند ایران این دلنگرانی از نظر سیاسی وجود داشت که با افول شوروی ممکن است امریکا یکه تاز میدان شده و در آن زمان مقاومت بسیار دشوارتر شود. چرا که در شرایط جنگ سرد می شد با نوعی بازی سیاسی میان امریکا و شوروی، استقلال خودت را حفظ کنی. ولی با وجود یک ابرقدرت کار دشوارتر می شود. ولی به نظر من این موضوع در پیام امام دیده نمی شود.

آیا در تاریخ معاصر می توان مشابهی برای این پیام پیدا نمود؟
دقیق نمی دانم، ولی فکر نمی کنم وجود داشته باشد. بالاخره این حرکت، حرکتی استثنایی و نادر است. البته همیشه نظام های سیاسی سعی می کنند از طریق نرم افزاری ایدئولوژی خود را بسط دهند. به خصوص نظام هایی که یک فلسفه و یا دیدگاهی خاص دارند. هر کشوری با درجات مختلف این کار را می کند. مثلا امریکایی ها به دنبال بسط ایدئولوژی خود با نام دموکراسی هستند و مارکسیست ها هم در آن زمان همین کار را انجام می دادند. این کارها فراتر از سیاست است که مثلاً بروند یک کشور را به صورت کلی تحت تأثیر و تسلط قرار دهند. لذا همین الان هم کشورها سعی می کنند در کشورهای دیگر نفوذ فرهنگی پیدا کنند. ولی به این شکلی که در مورد امام رخ داده بود مرسوم نیست.
 
71/56
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۳۲۸۹
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰