۲۷ آذر ۱۳۹۶ 18 December 2017
۰
چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۵۳
Share/Save/Bookmark
 
دکتر آقانوری در گفت و گو با خبرگزاری رضوی:
بسیاری از علمای ما حاضر نیستند با جریان مقابل خود گفت و گو کنند
 
مقام معظم رهبری شجاعانه برخی ملاحظات را کنار گذاشته و فرمودند اهانت به مقدسات اهل تسنن حرام است. چرا برخی از بزرگان ما ملاحظات خود را کنار نگذاشته و برای تعالی اسلام و اتحاد امت فتواهایی به پشتوانه این فتاوای شجاعانه و کارآمد برای وحدت امت اسلامی، نمی دهند؟
 
حسن دیانی؛ سرویس فرهنگ و جامعه/ دکتر علی آقانوری دانشیار و عضو هیأت علمی گروه مطالعات تاریخ تشیع دانشگاه ادیان و مذاهب قم است که مقالات و پژوهش های متعددی در موضوعات تاریخ و سیره، مذاهب و فرق و عرفان و تصوف دارد. از جمله آثار ایشان دو کتاب با موضوع «امامان شیعه و وحدت اسلامی» و «عوامل تحکیم وحدت اسلامی» است. از این رو خبرگزاری رضوی در هفته وحدت به گفت و گو با ایشان با موضوع وحدت و چالش های پیش روی آن نشسته است.
در ابتدا بفرمایید آیا وحدت یک ضرورت دینی و اعتقادی یا ضرورتی سیاسی و اجتماعی در جهت مقابله با دشمناناست؟
وحدتی که ما از آن سخن می گوییم ضرورتی دینی و مبتنی بر بنیادهای مذهبی است. یعنی اگر بخواهیم وحدتی ماندگار و بنیادین داشته باشیم حتما باید آن را مبتنی بر بنیادهای مذهبی و دینی بنا کنیم. کما اینکه مبانی دینی و مذهبی فراوانی برای این امر داریم. چه در قرآن و چه در سیره و سخن پیامبر(ص) و اهل بیت(ع). البته ضرورت سیاسی هم این اقتضا را دارد و می تواند محرکی برای وحدت مسلمانان قرار گیرد. اما ضرورت و اقتضائات سیاسی و اجتماعی زودگذر بوده و موجب این می شود که مثلاً اگر آن ضرورت زمانی اقتضا نکرد دوباره نزاع و انشقاق بوجود آید. ولی اگر مبتنی بر مبانی دینی و مذهبی خود عمل کرده و وحدت پیدا کنیم این وحدت ماندگار می شود.
 
کمی در مورد این مبانی توضیح بفرمایید. چه آیات و روایاتی مبتنی بر این امر وجود دارد؟
آیات قرآنی زیادی در مورد وحدت مسلمانان و پرهیز از تفرقه و اختلاف وجود دارد. از جمله «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا». پیامبر اکرم(ص) هم زیاد بر موضوع پرهیز از تفرقه تأکید داشته اند. سیره و سخنان امام علی(ع) و دیگر ائمه ما هم به همین صورت بوده است.
حضرت علی(ع) در نامه ۵۸ نهج البلاغه می فرماید:« لَيْسَ رَجُلٌ –فَاعْلَمْ- أَحْرَصَ عَلَی جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلی الله عليه وآله) وَ أُلْفَتِهَا مِنِّي» یعنی هیچ کس حریص تر از من به وحدت امت پیامبر و الفت میان آنها نیست. یا حتی زمانی که عده ای خوارج را تکفیر کردند حضرت در مورد آنان که این همه در حق حضرت جفا و نامهربانی کردند فرمود:« هم إخواننا بغوا علینا» آنها برادران ما بودند که بر ما ستم کردند. و با این حرف از تکفیر جلوگیری کرد. یا حتی در صفین زمانی که عده ای به لشکریان معاویه فحش داده و ناسزا می گفتند از این کار آنها جلوگیری کرده و فرمود :« إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ» یعنی من دوست ندارم که شما از فحاشان و ناسزاگویان باشید.
از سایر ائمه هم احادیث زیادی در این زمینه داریم. مثلاً حدیث داریم که در جماعت و مراسم دینی آنها شرکت کنید. در حالی که در آن زمان عموماً عالمان و ائمه جماعات و جمعه اهل تسنن بودند. حتی در روایتی صحیح از امام صادق(ع) ایشان ثواب نماز جماعت به همراه مخالفان را همانند نماز با پیامبر(ص) بیان کرده اند. یا در روایت صحیح دیگری از امام موسی کاظم(ع) روایت شده است که «صلی حسن و حسین خَلفَ مَروان نَحنُ نُصلّی مَعَهُم» امام حسن و امام حسین(ع) پشت سر مروان نماز می خواندند و من هم با آنها نماز می خوانم.
 
از دیدگاه شما موانع و چالش هایی که بر سر راه وحدت وجود دارد چیست؟ یعنی چه چالش های عینی و چه چالش های ذهنی.
یک سری از چالش ها، چالش های مذهبی و دینی است. چرا که بالاخره یک سری از مبانی مذهبی و دینی برای فرقه ها و گروه ها شکل گرفته است که آنها بر سر این وحدت مانع می شود. اما علاوه بر این بسیاری از علما و بزرگان دینی هم در این مسئله نقش دارند. چرا که مبنای آنها این نیست که بخواهند با مخالف خود جمع شده و سخن واحدی بگویند. یعنی برخی از ملاحظات مذهبی، تعصبات فرقه ای و لجبازی ها نمی گذارد تا این در این مسیر وارد شوند. یا برخی از بزرگان در مواجهه با مخالفان اختلاف روش
اگر کسی مدتی با جریان مقابل خود زندگی کند خیلی بیشتر اهل تساهل، تسامح و مدارا می گردد. به طور قطع یکی از مهمترین عوامل اختلاف و عدم وحدت این است که درک درستی از طرف مقابل وجود ندارد.
دارند.
از سویی دیگر یک سری موضوعات سیاسی هم در این مسئله دخیل است. یعنی دولت های اسلامی و گروه های اسلامی به اختلافات سیاسی خود رنگ و لعاب مذهبی داده و رفتاری می کنند که بسیاری از آنها چندان قابل توجیه هم نیست. از سویی دیگر دشمنان هم که جای خود دارند. مسلماً دشمنان هم در این مسیر دشمنی خود را انجام می دهند. چرا که تعالی، پیشرفت و وحدت مسلمانان را نمی خواهند. لذا سعی می کنند تا مسلمانان را به جان هم بیاندازند.
بنابراین همه اینها جزء چالش ها و مشکلاتی است که در مسیر وحدت مسلمین وجود دارد.
 
طبیعتاً جمعیت بیش از یک میلیارد اهل سنت در جهان متشکل از گروه ها و جریانات مختلفی است. مثلاً اهل سنت صوفیه با اهل سنت سلفی تفاوت های بسیار زیادی با هم دارند و نسبتشان با ما بسیار متفاوت است. عدم آگاهی اهل علم و علمای ما از اهل تسنن و جریانات گوناگون آن را چقدر در این موضوع دخیل می دانید.
بله؛ این هم بسیار مؤثر است. اتفاقاً یکی از عوامل مهم وجود تعصبات و جنگ و نزاع ­های لفظی و فرقه ای میان گروه ها و فرقه های اسلامی به دلیل همین عدم شناخت و نداشتن آگاهی کافی از طرف مقابل است. واقعاً اگر کسی مدتی با جریان مقابل خود زندگی کند خیلی بیشتر اهل تساهل، تسامح و مدارا می گردد. به طور قطع یکی از مهمترین عوامل اختلاف و عدم وحدت این است که درک درستی از طرف مقابل وجود ندارد. خیلی وقت ها رفتاری از طرف مقابل به دلیل همین عدم درک صحیح موجب سوء برداشت و سوء تفاهم می­ شود. ما باید ائمه را الگوی خود قرار دهیم. حدیثی از امام صادق(ع) هست که می فرماید ایمان مردم ۱۰ درجه است. نباید کسی که دارای دو درجه از ایمان است به آنکه دارای یک درجه از ایمان است بگوید تو دارای منزلت و مقامی از ایمان نیستی و او را سرزنش کرده و از او ایراد بگیرد. بعد در ادامه می فرماید که شما نمی توانی کسی را که از تو پایین تر است به درجات بالاتر بیاوری، مگر آنکه با او مدارا و نرمی انجام دهی. چرا که اگر بخواهی با زور و تحمیل که توان آن را ندارد، چنین کاری انجام دهی، می شکند و آن کس که دیگری را بشکند و باعث گریز او از دین شود، خود مسئول است و باید جبران کند. یا باز ایشان می فرمایند « لَوْ عَلِمَ النَّاسُ كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی هَذَا الْخَلْقَ، لَمْ يَلُمْ أَحَدٌ أَحَداً» یعنی مردم اگر می دانستند خداوند افراد را چگونه خلق کرده است. کسی کسی را سرزنش نمی کرد.
بنابراین ما باید بپذیریم که هر کسی فکری داشته و زمینه های ذهنی خود را دارد. اتفاقاً داریم که دو تن از اصحاب نزد امام باقر(ع) رفته و به ایشان عرض کردند که ما شاقولی داریم که میان خود با دیگران می کشیم؟ حضرت فرمودند این شاقول چیست؟ گفتند این شاقول این است که هرکس با ولایت شما و عقیده ما موافق بود، با او بوده و دوستش داریم و هرکس که با آن مخالف بود، از او برائت می جوییم. حضرت به آنها فرمود: اینکه هرکسی بخواهد بر اساس معیار و ملاک تشخیص خودش در مورد دیگران فکر کند نمی شود. پس آن هایی که خداوند در موردشان می فرماید« إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا » یعنی کسانی که ضعیف بوده و نمی توانستند راه هدایت را پیدا کنند؛ یا کسانی که عمل ثواب انجام داده و گاهی مرتکب خطا می شوند، چه می شوند؟ یعنی حضرت می فرمایند با شاقول خودتان نباید در مورد دیگران قضاوت کنید.
بنابراین این اختلاف فکر، سلیقه و درجات انسان ها در ایمان امری طبیعی است. بالاخره هر فردی در یک جامعه ای بزرگ شده و اعتقاداتی هم دارد و باید بپذیریم که این فرد مغرض یا معاند نیست. اتفاقا اهل بیت تفکیک زیادی میان مخالفان با معاندان قائل بودند. با هر کسی که حرف ما را نمی پذیرد و  اعتقاد ما را ندارد نباید برخورد غیرمدارایی و غیر صحیح انجام دهیم. یعنی بگوییم چون این اعتقاد را دارد پس از دایره ایمان و اسلام خارج است. حتی به یک معنا می توان گفت بین خود پیامبران هم اختلاف در درجات ایمان بوده است. یعنی پیامبر ما به مراتب درجات و فضائل اش بیشتر از پیامبران دیگر است . «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ».
لذا اگر کمی دایره اسلام و ایمان را نسبت به دیگران
به طور قطع با برخورد و تنش های فرقه ای کسی در مسیر هدایت قرار نمی گیرد. اگر می خواهیم هدایت کنیم باید مدارا کنیم.
وسیع بگیرم این تکفیرها و منازعات که در میان ما مسلمانان هست -حالا در برخی بیشتر و در برخی کمتر- از بین می رود. اینها معمولاً از آنجایی ناشی می شود که شناخت خوبی از طرف مقابل خود نداریم. بالاخره هرکسی که شهادتین را بگوید جزء دایره مسلمانی است و حقوق مسلمانی هم بر او بار می شود. نمی شود غیبت او را کرد، به او اهانت کرد، او را رنجاند و یا با توهین به مقدساتش موجب ناراحتی او را فراهم کرد. خون، مال و آبروی او باید محفوظ باشد. است. این همه روایت از اهل بیت داریم که مسلمان باید حرکت مسلمان را حفظ کند. خوب خفظ حرمت هم همین چیزهاست.
 
بر این اساس آیا ما با سلفی ها هم می توانیم از وحدت صحبت کنیم؟
بله؛ معیار ما مسلمانی است. یعنی یک سری شاخص هایی برای مسلمانی و عضو امت اسلامی بودن وجود دارد که این شاخص ها را هر کس داشته باشد مسلمان است. حال ممکن است یک فرقه ای انحراف بیشتری در رفتار و عقاید خود داشته و افراطی تر باشد. اما به هر حال بر اساس این شاخص ها جزء امت اسلامی است. حال الان تندروی می کند. اتفاقا آنها را بیشتر باید جذب کرد. اگر آنها را ترد کنیم داعش و تندتر از آنها هم به وجود می آیند. بنابراین اینگونه نیست که ما فقط از وحدت با عده ای خاص از مسلمانان سخن بگوییم. سلفی ها هم مسلمان هستند.
به طور قطع با برخورد و تنش های فرقه ای کسی در مسیر هدایت قرار نمی گیرد. اگر می خواهیم هدایت کنیم باید مدارا کنیم. تقریب یعنی اینکه ما مسلمانان نشان دهیم که از همدیگر دور نیستیم. اگر به مسائل اعتقادی، و دیدگاه های کلامی و فقهی مان هم نگاه کنیم می بینیم که مشترکاتمان خیلی بیشتر از افتراقاتمان است. اختلافات ما هم مبنای اجتهادی دارد. البته یک سری حرکت هایی وجود دارد که حرکت های کور، تکفیرهای بیجا، و کشت و کشتار هایی است که صورت می گیرد. آنها دیگر بحث فکر و اجتهاد نیست. بلکه مربوط به عمل است که سخن آن جداست.
 
بر اساس آنچه فرمودید و در یک جمع بندی کلی، ساز و کار اجرایی، عملی و عینی رسیدن به این وحدت را در میان علما، بزرگان و اهل علم چه می دانید؟
نگاه کنید این جلسات، مراسم ها و نشست ها کار خوبی است و کمک می کند که چراغ تقریب و توجه به آن روشن بماند. ولی باید سازو کاری طراحی شود که بزرگان بیشتر در این وادی حضور داشته باشند. حال چه از طرف شیعه و چه از طرف سنی. به صورتی نباشد که تصور شود اینها شعار است. بلکه اراده باید کمی جدی تر باشد. این اراده هم باید چه در میان بزرگان سیاسی و چه در میان بزرگان مذهبی شکل بگیرد. مخاطب خاصی را هم مدنظر ندارم. در میان همه بزرگان باید اتفاق بیافتد. البته این اراده جدی کمی هم گذشت و ایثار می خواهد. ممکن است بعضی از ملاحظات و پیش فرض های آقایان، آن هم برخی از ملاحظاتی که چندان اهمیت اساسی نداشته و جزء اصول مذهبی نیست مورد سوال واقع بشود. اما به هر حال گذشت ما باید بیشتر باشد. اگر امر دایر باشد بین تعالی امت و اتحاد امت در مقابل مخالفان، می ارزد که برخی از ملاحظات را داشته باشیم. که البته بنده خیلی از این ملاحظات را مذهبی هم نمی دانم و معتقدم اساس دینی ندارد. مانند شجاعتی که مقام معظم رهبری داشتند و برخی ملاحظات را کنار گذاشته و فرمودند اهانت به مقدسات اهل تسنن حرام است. خوب چرا نباید سایر بزرگان دینی و مذهبی ما هم این شجاعت را داشته و فتواهایی به پشتوانه این فتاوای شجاعانه و کارآمد برای وحدت امت اسلامی بدهند؟
بنابراین امیدواریم که این تظاهرات ظاهری و اینکه بگوییم ما متحد بوده و تقریب داریم ولی خوب هرکس کار خودش را انجام داده و حرف خودش را بزند، و فقط به سالی یکبار برگزاری جلسات و زدن حرف های خوب بسنده نکرده و اراده جدی تری برای این موضوع به وجود بیاید. به خصوص دراین روزگار وانفسا که هرگوشه از امت اسلامی را نگاه می کنیم آتش جنگ و کشتار برافروخته است. به گونه ای که گویا این بلای جنگ و کشتار و خونریزی فقط در میان ما مسلمانان وجود دارد. نصیب ما شده است. قطعا در این میان دشمنان خارجی هم دست دارند. طبیعی است آنها هم به دنبال منافع خود هستند. ولی ما هم باید متناسب با منافع دراز مدت اسلام گام برداریم.
 
 
 
71/56
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۲۲۰۸۶
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰