۲۸ آبان ۱۳۹۶ 19 November 2017
داخلی
۰
سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۳۳
Share/Save/Bookmark
 
پژوهشگر مطالعات فرهنگی و سیاست گذاری فرهنگی:
مشهد نیازمند گفت و گوی فرهنگی میان مردم مشهد و زائران است
 
پژوهشگر مطالعات فرهنگی و سیاست گذاری فرهنگی گفت: فرهنگ خراسان دارای ظرفیت بالایی است که علاوه بر فرهنگ زیارت، به عنوان جاذبه ای برای میهمان معرفی می شود؛ برای مثال سبک خاصی که در شاعران و نویسندگان مشهدی وجود داشته، حتی اولین روزنامه ها و حرکات فرهنگی در جهت مشروطه و آزادی خواهی در مشهد شکل گرفته است که این پتانسیل ها و ظرفیت های فرهنگی شهر مشهد علاوه بر زیارت می تواند برای جامعه میهمانان حضرت رضا(ع) جذاب باشد و نوعی گفت و گوی فرهنگی بین مردم و صاحبان این فرهنگ در مشهد و زائرانی که وارد این شهر می شوند برقرار می شود.
 
به گزارش خبرگزاری رضوی، اگر بپذيريم كه فرهنگ اساس توسعه است؛ آنگاه بايد به تجزيه و تحليل عميق فرهنگ بپردازيم و با انجام مطالعات تطبيقي و «نقد فرهنگي» در مسير احياء و اصلاح فرهنگ موجود گام برداريم.
یکی از مسؤولیت های اساسی مدیریت فرهنگی در سطح ملی، پیشبرد توسعه فرهنگی است، مدیریت های فرهنگی در مسیر دستیابی به اهداف توسعه فرهنگی ناگزیر به استفاده از روش ها، تکنیک ها و ابزارهایی هستند که سیاست گذاری فرهنگی، در اولویتِ نخست و از مهم ترینِ آنهاست. سیاسـت گـذاری فرهنـگ نـه فقـط سیاسـت گـذاری بـرای امـروز، بلکـه سیاستگذاری برای پیوند میراث فرهنگی با فرهنگ فردا است. در نگاه سیاسـت گـذاران فرهنگ، نگاه به گذشته و نگاه به آینده باید با شیوه ای بدیع با یکدیگر ترکیـب و تلفیـق شــود.
 
در خصوص جایگاه سیاست گذاری فرهنگی در توسعه با دکتر مرتضی قلیچ، پژوهشگر مطالعات فرهنگی و سیاست گذاری فرهنگی گفت و گویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.
 
*به عنوان سوال اول، نسبت توسعه شهری با امر و مسیله فرهنگ را چگونه تبیین می کنید؟
رابطه توسعه فرهنگی و شهری دارای ابعاد خاصی است که بعد انسانی (شهروندان آگاه و مشارکت جو که مسئولیت های خود را در قبال شهرپاک می دانند) یکی از آن ابعاد است، که منظور از بعد انسانی کنش ها و رفتارهای شهروندان است که معانی فرهنگی دارد که این معانی فرهنگی توسعه یک شهر و منطقه را تسهیل می کند. در واقع رفتارها و کنش های ما در معنای فرهنگی در جهت توسعه و پیشرفت قدم بر می دارد؛ به عنوان مثال شهروندان ما انضباط شهری را رعایت می کنند، زباله ها را به موقع تحویل رفتگرها می دهند، در واقع نوعی مشارکت در توسعه شهر دارند.
معنای دیگری از رابطه توسعه فرهنگی و شهری این است که خود شهرها دارای یک سری میراث فرهنگی و جاذبه های گردشگری هستند که از این جهت می تواند باعث ثروت آفرینی و ایجاد ارزش افزوده برای آن شهر به سبب جذب گردشگر از سراسر کشور شود که یکی از مزایای جذب گردشگر در شهر سبب ایجاد اشتغال و کارآفرینی فرهنگی می شود در واقع رابطه ای دوجانبه است.
 
* شهرهای بینافرهنگی مثل مشهد که به دلیل ورود و خروج زوار داخلی و خارجی ترکیبی از عقاید و ملیتها و نژادها و طبقه های مختلف است با چه فرصت ها و آسیبهایی رو به رو هستند؟
برخی از شهرها دارای برند خاصی هستند که این عامل سبب ورود گردشگران انبوهی در آن شهرها می شود، برخی شهرها مانند مشهد به واسطه کنش و حرکت فرهنگی مثل زیارت امام رضا(ع) سبب جذب این گردشگران می شود که از مزایای ورود این گردشگران در درجه اول فرصت اشتغال(هتلداری) است که برای این شهرها فراهم می شود.
در این میان یک سری فرصت ها از ورود حضور گردشگران مغفول می ماند که یکی از آن ها گفت و گوی فرهنگی بین فرهنگ میزبان و مهمان است، بسیاری از زوار که وارد مشهد می شوند در درجه اول با یک فرهنگ و آداب رسوم خراسانی رو به رو می شوند  که نشانگر آداب و رسوم آن شهر است.
فرهنگ خراسان دارای ظرفیت بالایی است که علاوه بر فرهنگ زیارت، به عنوان جاذبه ای برای میهمان معرفی می شود؛ برای مثال سبک خاصی که در شاعران و نویسندگان مشهدی وجود داشته، حتی اولین روزنامه ها و حرکات فرهنگی در جهت مشروطه و آزادی خواهی در مشهد شکل گرفته است که این پتانسیل ها و ظرفیت های فرهنگی شهر مشهد علاوه بر زیارت می تواند برای جامعه میهمانان حضرت رضا(ع) جذاب باشد و نوعی گفت و گوی فرهنگی بین مردم و صاحبان این فرهنگ در مشهد و زائرانی که وارد این شهر می شوند برقرار می شود.
اما در این میان وجود گردشگران انبوهی که همه ساله در شهرهایی مثل مشهد که شهرگردشگر پذیر هست  آسیب ها و تهدید هایی را برای این شهرها دارد که یکی از این آسیب های اساسی چرخش اقتصادی است که این فرصت متاسفانه در شهر مشهد با وجود زائران زیادی که همه ساله دارد فراهم نمی شود.
به عنوان مثال بخش زیادی از عواید ناشی از هتلداری متوجه ۵ درصد خاصی از مردم می شود که ساکن مشهد نیستند و... که این چنین آسیب های اساسی شامل همه شهرهای گردشگرپذیر است.
دومین تهدیدی که یک شهر گردشگر پذیری مثل مشهد را به خطر می اندازد، آسیب های فردی گردشگران و زائرانی است که به این شهرها می آیند، مثل توزیع مواد مخدر، کودک آزاری، سرقت و مزاحمت به نوامیس مردمی که سبب دور شدن از فضای معنوی شهرهای مذهبی می شود در نتیجه مردمی که برای زیارت امام رضا(ع) به مشهد می آیند در کنار نقش زائربودن آسیب هایی نیز به همراه دارند که این موارد در برهه زمان های خاص مانند ایام نوروز، شهادت ها بیشتر مشاهده می شود و  زائران چون به صورت موقت میهمان مشهد الرضا(ع) هستند از لحاظ رفتاری کمتر کنترل می شوند.
آسیب دیگری که حضور گردشگران در این شهرها دارد این است که زائران در کنار زیارت حضرت رضا(ع) به دنبال خرید لوازم مورد نیاز خود هستند که متاسفانه اکثر افراد بازاری دراین بخش به فکر سود خود هستند و به اصطلاح از اطلاعات پایین زائران در خصوص جنس وقیمت آن ها سو استفاده می کنند که این عامل سبب بدبین شدن زائران به مشهد یا دیگر شهرها شده و به کل آن شهر اعم از مشهد یا اصفهان صفت یا برچسبی می زنند که فرهنگ میهمان نوازی آنان را زیر سوال می برد درحالی که این برچسب زنی متوجه اندک جمعیتی است که معمولا خدمات اقتصادی به زائر مثل گران فروشی و .. را ارائه می دهد.
این برچسب به کل فرهنگ میزبانی لطمه وارد می کند و سبب می شود تا گفت و گوی فرهنگی شکل نگیرد اما وقتی شکل گرفت عموما کلیشه ها و برچسب ها معرف یا ممیز یک فرهنگ و یک شهر محسوب می شود که این برچسب های منفی یکی از دلایل اساسی وجود گردشگر انبوه است که نظارت بر رفتارهای اقتصادی جامعه کم می شود.

* میان مدیریت شهری و مسئله سیاست گذاری فرهنگی چه پیوند و رابطه ای بر قرار است؟
سیاست گذاری فرهنگی دارای دو معناست، که یکی از معانی آن معنای موسع است، یعنی سیاست گذاری برای شیوه زندگی مردم (چه بپوشند، چگونه رفتار کنند، کنش های دینی، پرورش نسلی و تربیت فرزندانشان چگونه باشد و ...) که این عوامل در معنای موسع فرهنگ جا می گیرد اما یک معنای محدود هم دارد که ناظر به میراث فرهنگی و گردشگری است و در این میان مدیریت شهری باید به سمت معنای محدود سیاست گذاری فرهنگی برود که بیشتر شامل (زیبایی سازی، برند سازی فرهنگی شهر ، سیاست گذاری در راستای احیای میراث فرهنگی شهر، احیای بافت های نمادین و تاریخی شهر) است؛ در این عرصه ها است که بین مدیریت شهری و سیاست گذاری فرهنگی رابطه برقرار می شود، یعنی مدیریت شهری اگر به سراغ زیباسازی شهر، احیای میراث فرهنگی و پتانسیل های شهر مشهد و .. برود در راستای اعمال وظایف خود بیشتر تلاش کرده است.
اصلاح شیوه زندگی امری تاریخمند است و در این مورد نقش رسانه ها و آموزش و پرورش پررنگ است، اما عمده فعالیت هایی که می تواند از طیف مدیریت شهری بسترمند شود معنای محدود سیاست گذاری فرهنگی است و باید ناظر به نماد سازی، احیای بافت های تاریخی شهر و برند سازی شهر باشد.

* از جمله مولفه های توسعه پایدار شهری بحث پایداری فرهنگی است. سیاست گذاری  فرهنگی چگونه به پایداری فرهنگی کمک می کند؟
پایداری فرهنگی مفهومی است که ناظر به تداوم شیوه های زندگی و تجربیات زیستی فرهنگی یک محیط و یا یک شهر اعمال می شود، بخشی از مباحث مربوط به پایداری فرهنگی در نتیجه ی نوسازی ها و تخریب های گسترده ای بوده که در یک شهر اتفاق افتاده و انسان ها بافت های فرسوده که عامل معانی تاریخی و فرهنگی خاص بوده تخریب کرده در درجه اول پایداری فرهنگی متوجه شیوه زندگی و نمادها و ظرفیت هایی بوده که در یک محیطی وجود داشته باید به دنبال احیای این ها باشیم نه از بین بردن و تخریب آن میراث فرهنگی.
در درجه اول در سیاست گذاری به دنبال این باشیم که شهر دارای یک سری پتانسیل ها و ظرفیت هایی است و پایداری فرهنگی ما ناظر بر احیای نمادها و پتانسیل های فراموش شده است، بخشی از این پایداری ناظر بر ایجاد تعامل و گفت و گو بین نسل هایی است که نمی تواند ارتباط با گذشته یک شهر برقرار کنند و به آن داشته های فرهنگی احترام بگذارند، بخش دیگر آن پیشگیری و تخریب دارایی های غنی هر شهر یا محیط فرهنگی است.

* سیاست گذاری فرهنگی شهری چگونه می تواند زیارت را به عنوان مولفه اصلی توسعه در مشهد در نظر گیرد و برای آن برنامه ریزی کند؟
باید بعد مشارکتی، تعامل و گفت و گویی قضیه بین جامعه میزبان و میهمان تقویت کنیم و اجازه دهیم اجتماعات محلی خود برنامه ریزی کنند. لازم است بیشتر بعد هدایتی و ارشادی سیاست گذاری فرهنگی را لحاظ کنیم.
بخش دیگری از سیاست گذاری فرهنگی شامل برنامه ها است، به عنوان مثال یک سری برنامه ها و مناسک متناسب با جامعه میهمان برای قومیت های مختلف مهیا می شود و اجازه می دهیم صدای آن ها در این آداب زیارت شنیده شود که اخیرا این اتفاق در حرم رضوی افتاده است و برای قومیت های مختلف برنامه های مختلفی فراهم کردند هرچه قد این رفتار تقویت شود بعد زیارت برای آن ها جذاب تر می شود.

* فرآیند عملیاتی تحقق سیاست گذاری فرهنگی شهری چیست؟
اولین مرحله برای سیاست گذاری فرهنگی مسئله یابی از دیدگاه مردم در باب مسائل فرهنگی است. عمده فعالیت هایی که برای سیاست گذاری فرهنگی داریم بخش زیادی مسئله اصلی مدنظر مردم نیست، به عنوان مثال شاید آلودگی هوا اولویت اول مردم نباشد و مسئله ترافیک را به عنوان این اولویت بیان کنند.
دومین مرحله اعمال سیاست های فرهنگی است، در این زمینه سیاست هایی موفق بوده که با مشارکت خود مردم، همراه باشد و از اطلاعات جامعه میزبان و میهمان استفاده کند.
مرحله سوم ارزیابی سیاست های فرهنگی است، متاسفانه در جامعه ما در حوزه سیاست گذاری فرهنگی عمدتا با سیاست های فرهنگی مواجه نیستیم بلکه با پروژه هایی مواجهیم که در نتیجه ی اعمال یکی از سیاست گذاری های فرهنگی بوده در حالی که عمده طرح های ما کمتر متوجه سیاست به معنای مرکزیت و محوریت قضیه است، بلکه پروژه هایی اجرا و آن را در بهترین حالت ارزیابی می کنیم و معمولا این ارزیابی به عنوان مرحله اساسی در فرآیند برنامه ریزی اتفاق نمی افتد بلکه باید دنبال نتایج و برون دادهای فرهنگی باشیم که از آن سیاست انتظار داشتیم. باید در صدد تعدیل پیامدهای منفی سیاست و مجموعه ای از پروژه ها برآییم و سعی کنیم پیامدهای مثبت را به حداکثر برسانیم و سیاست های اولیه را اصلاح کنیم. متاسفانه نوعی کوتاه نگری و کوتاه مدتی در حوزه سیاست ها و پروژه ها در عرصه فرهنگی مشهود است. عدم بررسی اینکه آیا سیاست های اجرایی در بستر اجتماعی به نتایج دلخواه رسیده یا خیر یک آسیب است. اگر به نتیجه نرسیده ایم عیوب و نقص ها را بررسی کنیم. ارزیابی ناقص و موازی کاری بین دستگا ه های اجرایی موجب می شود تا نتوانیم سیاست های فرهنگی شایسته را اعمال کنیم و در بعد اجرا و اثر بخشی ناموفق خواهیم بود و این به توسعه فرهنگی نمی انجامد.
 
63/56
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۸۴۰۸
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰