۲۹ آبان ۱۳۹۶ 20 November 2017
۰
چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۱۴
Share/Save/Bookmark
 
دبیرکل بنیاد هابیلیان (شهدای ترور):
جانیان دیروز، امروز بابت اعدام شدنشان از ایران طلبکار هستند!
 
گروه هایی با ظاهر اسلامی به دست اسرائیلی ها و وهابیون شکل می گیرند و با رفتار خود موجب ایجاد تنفر می شوند. یعنی در مقابل این خیزش زیبای اسلامی که در جهان اسلام اتفاق افتاد و شروع آن در جمهوری اسلامی ایران بود این اقدامات خشونت بار و منزجر کننده شکل می گیرد.
 
سید محمدجواد هاشمی­ نژاد فرزند ارشد شهید هاشمی­ نژاد و دبیر کل بنیاد هابیلیان (خانواده شهدای ترور) است. بنیادی که در سال 84 به صورت مردم ­نهاد تشکیل شده و هدف از تشکیل آن فعالیت در راه مبارزه با تروریسم و شناساندن ابعاد جنایت‌های منافقین و دیگر گروه‌های تروریستی و گشودن پرونده حقوقی علیه آنها بوده است. از این رو خبرگزاری رضوی به مناسبت روز مبارزه با تروریسم به گفت و گو با ایشان نشسته و ابعاد مختلف این پدیده را در گفت و گو با ایشان بررسی نموده است.
 
لطفا در ابتدای گفت و گو تعریفی از تروریسم ارائه بفرمایید. تا آن را مبنای گفت و گو قرار دهیم.
تروریسم مفهوم جامع و مشخصی که مورد توافق همه ملت­ های دنیا باشد ندارد. یا حداقل در سازمان­ های رسمی بین المللی تعریف واحد و مصوب نداریم که­ البته دلایل خاص خودش را هم دارد. ولی خوب اجمالاً و به شکل کلی که مدنظر عموم دولت­هاست تروریسم را می­ توان اینگونه تعریف نمود. «گروه ها، دولت ها یا اشخاصی که بخواهند با ایجاد وحشت و رعب، اهداف سیاسی خودشان را پیش ببرند». این تعریفی است که نسبت به تعاریف دیگر بیشتر مورد توافق است.
دلیل این عدم توافق بر روی تعریف این است که اساساً تروریسم همیشه ابزاری است برای پیش بردن بعضی از اهدافی که قدرت­ ها یا نیروهای برون مرزی عمدتاً به دلیل آنکه توان یا امکان پیشبرد بعضی از اهداف را ندارند، نیابتاً از این ابزار استفاده می­ کنند. به عنوان نمونه سنای آمریکا برای اینکه بتواند حداقل از دید دولت خودش به تعریف واحدی از تروریسم برسد لایحه­ ای را ارائه کرد و این لایحه چندین بار در داخل خود سنا رفت و آمد داشت و در نهایت خود سناتورها به این نتیجه رسیدند که هر طور تروریسم را تعریف کنند خود دولت آمریکا یکی از مصداق آن تعریف می شود. لذا این طرح کلاً از دستور کار سنا خارج شد.
 
چه زمینه­ ها و بسترهایی موجب بروز تروریسم شده و این زمینه­ ها در نسبت با کشور ما چگونه بوده است؟ و چه انواعی از تروریسم را در کشور خودمان داشته­ ایم؟
انواع و اقسام دلایل در پشت سر شکل ­گیری یک حرکت تروریستی وجود دارد. یعنی حرکت­ های تروریستی اراده قدرت­ها را به عنوان پشتوانه خودشان نیاز دارند؛ وجود اشخاصی را می­ طلبد که انگیزه ­هایی همسو با اراده قدرت ها داشته­ باشند. گاهی شرایط اجتماعی خاصی باید به وجود بیاید تا زمینه به وجود آمدن این گروه­ها را تقویت کند. مجموعه این عوامل باعث می­ شود تا در منطقه یا کشوری تروریسم اتفاق بیفتد. در کشور ما همه این شرایط وجود داشت. کشور ایران در منطقه حساسی در غرب آسیا قرار دارد و غرب آسیا به دلیل استراتژیک بودن و منابع بسیار غنی انرژی که دارد همیشه مطمع نظر قدرت­ های جهانی بوده است. از سویی دیگر این منطقه همیشه صحنه جدال میان فرهنگ­ ها، مذاهب و ایدئولوژی­ های گوناگون است. از این رو تمامی انگیزه­هایی که بتواند گروه ها و جریانات مختلف را تقسیم­ بندی و در نتیجه تحریک کند وجود دارد. این شرایط ظرفیت مناسبی برای قدرت­ های جهانی است و طبیعتاً همه این عوامل در مورد کشور ما هم صدق میکند. علاوه بر اینها کشور ما کلید این منطقه بسیار حساس است. لذا حساسیت بیشتری بر روی کشور ما وجود دارد. به عنوان نمونه در جنگ جهانی دوم در شمال و جنوب ایران جنگ و نزاع وجود داشته و دخالت­ ها در آن بسیار شدید بود. تا جایی که یکی از پادشاهان ایران می­ گوید هیچ جای مملکت خودم نمی­ توانم بروم مگر اینکه لازم باشد برای آن از کسی اجازه بگیرم.
این­ها نشان می­ دهد که موقعیت کشور ما حساس بوده و زمینه برای اقدامات تروریستی در آن زیاد است. مضافاً اینکه وقتی در مورد جمهوری اسلامی صحبت می کنیم خود این نظام یک تحول بسیار عظیم و بزرگی است که در قرن اخیر اتفاق افتاده و موجب سقوط یکی از مهم­ترین پایگاه های غرب در منطقه شده است. این اتفاق لطمه بسیار بزرگی به منافع غرب بوده و طبیعتاً آن­ها هم در مقابل بیکار ننشسته و توطئه­ های متعددی در مورد ما انجام می­ دهند که یکی همین ترور است. بنابراین زمینه­ ها در مورد ایران زیاد است. خود تغییر و تحول حکومت، وجود مناطق مختلف با گرایش ­های فرهنگی گوناگون و انگیزه های مختلف همه دست به دست هم داده و موجب می­ شود انواع تروریسم را در کشور تجربه کنیم. به گونه ای بعد از انقلاب اسلامی حدود ۳۵ گروه تروریستی در ایران دست به جنایت زده و محصول آن بیش از 17هزار نفر شهید ترورشده در کشور است.
 
امروزه در دنیا بحث ترور و تروریست را با اسلام پیوند زده ­اند. در مورد نسبت این مفهوم و این اتفاق با تشیع و اسلام توضیح دهید.
امام (ره) بعد از قرن­ ها ایده تشکیل حکومت اسلامی را مطرح کرده و توانست با کمک مردم این ایده را محقق کند. امام از همان ابتدای شروع نهضتش همواره خشونت را رد کرده بود. حتی گروهک­ منافقین که برای گرفتن تاییدیه پیش بسیاری از مراجع رفته بود و برخی آن ها را تایید کرده بودند ولی زمانی که به امام مراجعه کردند امام حاضر نشد این گروهک را به دلیل شیوه تروریستی تایید کند. بنابراین وقتی سربازان حکومت شاه به طرف مردم گلوله آتشین می گشایند مردم گل سر تفنگ­ها می­ گذارشتند و این نشان دهنده این است که این انقلاب یک حرکت اسلامی اصیل است که یک مرجع دینی در راس آن قرار دارد. این همان شیوه ای است که پیامبر اکرم(ص) توانست بر اساس آن دین اسلام را گوارا در بین مردم توسعه بدهد. بنابراین انقلاب اسلامی با ترور بیگانه است. اما تاریخ نشان داده است که وقتی کارهایی وجود دارد که اقبال مردمی را در پی دارد در کنار آن جریان یا گروه­ هایی تلاش می­ کنند حرکت­ های موازی خشن در کنار آن ایجاد کنند تا بتوانند منطقی بودن حرکات را خنثی کنند. مجاهدین خلق هم همین کار را کرد. بعد از قیام پانزده خرداد این هسته شکل می­ گیرد و در تضاد با روش امام و با ظاهر خشن کارهای خشونت ­آمیز انجام می دهد و در نتیجه نهضت را بدنام می­ کند. همین اتفاق را در مورد منطقه خودمان هم می­بینیم. در شرایطی که اسلام روز به روز شکوفا می­ شود، گروه هایی با ظاهر اسلامی به دست اسرائیلی ­ها و وهابیون شکل می­ گیرند و با رفتار خود موجب ایجاد تنفر می شوند. یعنی در مقابل این خیزش زیبای اسلامی که در جهان اسلام اتفاق افتاد و شروع آن در جمهوری اسلامی ایران بود این اقدامات خشونت ­بار و منزجره کنند شکل می­ گیرد.
 
کمی در مورد گروهک مجاهدین خلق بفرمایید. چرا که جدی­ ترین و بیشترین ترورها را این گروه در کشور ما انجام داده و هنوز هم دارد دست به خیانت می­ زند. این گروه چگونه تبدیل به گروهی تروریستی شد.
باور امام در ایجاد نهضت، باوری منحصر به دیدگاه­ های اسلامی و متکی به منابع اسلامی بود. امام باور داشت آنچه باعث نجات کشور می شود اسلام اصیل است. اما این باور در میان تفکرات رایج آن زمان و در شرایط سیاسی آن دوره شاید بتوان گفت چندان جدی تلقی نشده و در میان جریانات اسلامی نیز نوعی سرخوردگی وجود داشت. که آیا حوزه­ های علمیه می­ توانند حرکتی عظیمی را ایجاد کند یا خیر؟. از این رو در آن زمان چنین اتفاقی چندان در باورها نمی­ گنجید و اسلام را عمدتاً به شکلی فردی دیده و در عرصه اجتماعی بیشتر به جریانات روز دنیا مراجعه می­ کردند. لذا بسیاری از جریانات فکری باور نداشتند که راهی را که امام انتخاب کرده است می­ تواند به نتیجه برسد. مجاهدین خلق محصول تفکری مثل نهضت آزادی و دست پرورده­ های مهندس بازرگان و نهضت ملی بودند که طبیعتاً آن­ها هم اسلام را به صورت جدی در صحنه اجتماعی قبول نداشتند و نگاهشان به اسلام فردی بود. لذا چون این حرکت­ ها را باور نداشتند مسیرشان از امام متفاوت بود. این گروه اسلام را به ظاهر قبول داشتند اما در صحنه اجتماع از مکتب سوسیالیسم پیروی می­کردند.
 
چرا این گروه به سمت اقدامات خشونت آمیز حرکت کرد. بالاخره گروه­ های مخالف گوناگونی در آن زمان وجود داشت. اما دست به اقدام تروریستی نزدند.
شیوه مبارزاتی که نهضت آزادی و جبهه ملی با شاه و پهلوی داشت متفاوت با شیوه امام بود. این­ها در مبارزات خود به دنبال این بودند که نهضت مشروطه محقق شود. قانون اساسی شاه بماند ولی نقش شاه محدود بوده و نقش مردم پر رنگ­تر شود و در حکومت تعیین­ کنندگی به دست مردم باشد. چیزی شبیه به حکومت در انگلستان. ولی امام (ره) اساسا معتقد بودند که حکومت مشروعیتش به اسلامی بودن آن است و لذا می­ خواستند حکومت را از اساس تغییر دهد. زمانی که نهضت امام به وجود آمد گروهی از افراد که از روش نهضت آزادی و جبهه ملی سرخورده شده بودند از آن منشعب شده و به مانند امام به دنبال سرنگونی کل حکومت بودند. در آن زمان هم مبارزات مسلحانه به خصوص در جریانات چپ در دنیا مرسوم بود و در برخی کشورها مانند کشورهای امریکای جنوبی جواب هم داده بود. بنابراین به ظاهر نگاه فردی مجاهدین نگاهی اسلامی بود اما ایدئولوژی عملی آن­ ها مارکسیستی بود. بنابراین به نظرم سرخوردگی از نوع مبارزات و در عین حال عجول بودن آن ها، و در نهایت باور به اینکه سندان را نمی­توان با مشت پاسخ گفت و انقلاب یعنی یک حرکت توفنده مسلحانه که از طبقات کارگری شروع شده و حکومت را براندازی می کند عامل اصلی انتخاب این رویکرد بود.
 
چه چیزی در حرکت­ های تروریستی موجب می ­شود تا یک فرد و یا گروهی از افراد این حد از خشونت را از خود بروز می­ دهند؟ مجاهدین خلق مردم کوچه و بازار را می­ کشد و یا داعش جنایت­های عجیبی مانند سر بریدن را به نمایش می­ گذارد.
ما یک زمان درباره اهداف یک گروه صحبت می­ کنیم، اما زمانی هم هست که به عملکرد افراد می­ پردازیم. در چنین شرایطی وقتی شیوه مبارزه خشونت آمیز شد دیگر حد و مرزی در آن وجود ندارد. چرا که دیگر گروه­ ها این را شدنی نمی دانند که شیوه خشونت­ آمیز را به گونه­ ای به کار گیرند که خشک و تر با هم نسوزند و چندان هم به این موضوع نمی­ پردازند. چون معتقدند برای محقق شدن یک هدف این ریخت و ریزها هم وجود دارد. در کشاکش انقلاب ۵۷ یکی از این رهبران منافقین به یکی از رهبران اسلامی گفته بود این که اسمش انقلاب نیست. آن­ها باورشان این بود که نم ی­شود یک حکومت تا بن دندان مسلح را بدون استفاده از شیو ه­های خشونت آمیز از پای درآورد و اساس یک حرکت خشونت­ آمیز این است که با کشتن همراه باشد و در این میان ابعادش چندان مهم نیست. وقتی شما قرار است در یک اتوبان با سرعتی غیرمجاز حرکت کنید دیگر اتفاقات حاشیه ­ای چندان اهمیتی پیدا نمی ­کند.
در چنین شرایطی به طور طبیعی باید به سراغ افرادی بروند که زمینه انجام چنین کارهایی را داشته باشند و بتوانند اهداف را محقق سازند. با آدم دلسوز که نمی توانند این کار را انجام دهند و بعد از آن هم مغزشویی و توجیه کردن لازم است. آدم عطوف نمی تواند در گروهی که با خشونت کار می کند ورود پیدا کند. مسعود رجوی موقع عملیات مرصاد گفته بود تا دو روز آزادید هر کاری دوست دارید بکنید بعد عفو عمومی می کنم. این نوع آدم ها باید آدم های مثل خودشان پیدا کنند و مغز آن ها را شستشو بدهند.
 
یکی از ویژگی­ های حرکت­ های تروریستی ایجاد ترس و وحشت برای رسیدن به هدف است. در حالی که همیشه ایجاد این ترس و وحشت عمومی بر علیه خود عمل کرده و موجب انزجار عمومی می ­شود. با این حال چرا گروه ­های تروریستی به این امر اقدام می­ کنند.
این­ها محاسبات درستی از کارشان و نتیجه آن ندارند. اقدامات آن­ها باید در مدت زمان کوتاه به نتیجه برسد. چون یک حرکت عظیم با پشتوانه مردمی نیست. زمینه­ هایی را در اجتماعی می­ سنجند و تلقی آن­ها این است که وقتی چند جرقه ایجاد شود فضا تغییر کرده و انفجار اجتماعی رخ می­ دهد. مثلا منافقین معتقد بودند با کارهایی که می­ کنند در عرض شش ماه مردم با آن ها همراهی کرده و بیرون می ریزند و آنها قادر خواهند بود حکومت را تصاحب کنند. یا وقتی عملیات مرصاد را می خواهند انجام دهند این­گونه تحلیل کرده بودند که هشت سال جنگ طول کشیده و مردم خسته شده ­اند و جنگ به جایی رسیده که حکومت نمی­ تواند آن را خاتمه دهد. لذا دست به این اعمال تروریستی می ­زنند تا به گمان خودشان جرقه­ ای ایجاد کرده و جامعه به دنبال آن­ ها حرکت کند. اما بعد وقتی به نتیجه نرسیده و جامعه را پشت سر حاکمیت می­ بینند برای اینکه بتوانند به بقای خود ادامه دهند دست به کارهای وحشت انگیز می زنند. داعش می تواند با تفنگ و اسلحه بکشد، اما می­ آید در مقابل دوربین سر می­ برد. منافقین می ­توانند خیلی کارهای دیگری انجام دهند ولی می ­آیند بر سر سفره افطار ترور می­ کنند. این ها روش ­هایی است که از آن برای عقب راندن جامعه استفاده می­ کنند. این گروه ­ها فکر می­ کردند جامعه پشت­ سر آن ها حرکت می­ کند اما این اتفاق نیافتاده و اتفاقاً عرصه را بر آنها تنگ می­ کند لذا با ایجاد رعب و وحشت می­ خواهند جامعه را به عقب برانند.
 
حال در چنین شرایطی که تروریسم ابزار دست قدرت ­هاست، مبارزه با تروریسم چه معنایی پیدا می­کند؟
همه کشورهایی که از گروه­ های تروریستی استفاده می­ کنند به خطرات آن­ ها آگاهند و می دانند این ابزار خطرناک است ولی بالاخره برای اینکه به هدف برسند تاجایی که خطر متوجه خودشان نباشد آن را ادامه می دهند. بنابراین دولت­ ها تا جایی که خطرات تروریسم بیش از منافع آن نباشد از این ابزار استفاده می­ کنند تا هنگامی که داعش سر یک آمریکایی را جلوی دوربین نبریده بود غرب هیچ اقدامی بر علیه آن نکرد. بلکه حتی به آنها سلاح و پول هم می ­داد و حتی تماشا می­ کرد که مردم چطور کشته می­ شوند. اما آن روزی که بمب ها در کشور خودشان منفجر شد و حرکت به سمت خودشان برگشت دیگر بخشی از مسیر برای آنها تغییر کرد. در برخی از کشورهای منطقه هم همینطور.
مبارزه با تروریسم هم شرایط خاص می­ خواهد. اگر این گروه تروریستی اهداف کشور یا قدرتی را پیش می ­برد از آن ها حمایت کرده و با آن مقابله نمی­ کنند. نمونه بارز آن منافقین است. در تمام کشورهای اروپایی و حتی امریکا و کاخ سفید هم حضور داشته و حمایت می ­شوند. در حالی که هزاران نفر از مردم ایران را کشته ­اند. اما هیچ اقدامی بر علیه آن ها انجام نمی­ گیرد. چون هنوز در راستای اهداف آن­ها عمل می ­کند. اما اگر خطر متوجه آن­ ها شود اوضاع برعکس می­ شود مثل داعش. که قدرت­مندترین گروه­ های تروریستی بود اما وقتی بخشی از جامعه جهانی آن را شناخت و از آن حمایت کرد و از سویی دیگر عملا روسیه و ایران وارد عمل شدند دیگر رو به افول رفت. بنابراین مبارزه با تروریسم یک عزم جهانی می­ خواهد چون یک معضل جهانی است و خیلی از قدرت هایی که دستشان می­ رسد از تروریسم استفاده می ­کنند. لذا یا باید ابزارها دست به دست هم بدهند و یا اینکه باید کشوری که می خواهد جامعه امنی داشته باشد آنقدر قدرتمند باشد که هر جا احساس خطر که ممکن است کشور مورد ناامنی قرار بگیرد پیشدستی کند مانند آنچه که امروز جمهوری اسلامی هست.
 
این راهکار مبارزه با تروریسم که فرمودید در سطح بین ­المللی و مربوط به دولت­ ها بود. آیا در سطح عمومی جامعه هم می­ توان از راهکارهایی برای مبارزه با تروریسم سخن گفت؟
قطعاً یکی از راه­ هایی که حتما باید مدنظر باشد مردم هستند. در اوایل انقلاب اسلامی سیستم­ های امنیتی کارآمدی که امروز داریم نداشتیم. حتی سپاه پاسداران ما که امروزه از افتخارات منطقه است آن موقع جز ژ۳ و نارنجک چیزی نداشت. بنابراین در زمینه نظامی و اطلاعاتی بسیار ضعیف بودیم. اما آنچه که باعث شد از پس گروه­ های تروریستی پیچیده بر بیاییم اتحاد و آگاهی مردم بود. بنابراین نقش اصلی را مردم ایفا کردند. الان کشور به نقطه اوج خود رسیده و نیروهای مسلح قدرتمندی داریم ولی به تنهایی کفایت نمی­ کند هنر جمهوری اسلامی ایران این است که توانسته آگاهی را در جامعه بالا ببرد و زمینه جذب افراد به گروه های تروریستی را تقریبا از بین برده است. رسیدگی­ هایی انجام داده و آگاهی داده و مشارکت مردم در امنیت خود را در راستای کار خود قرار داده است و قطعاً یکی از اقدامات مهم همین­ هاست.
 
به عنوان آخرین سوال؛ ما کشوری هستیم که از یک سو یکی از بیشترین قربانیان ترور را دارد و از سویی دیگر هم اکنون در دنیا جدی­ترین مبارزه را با گروه تروریستی داعش انجام می­ دهیم. یعنی از یک سو هم مورد ظلم واقع شدیم و هم از سویی دیگر داریم جدی ترین مقابله را با ظلم انجام می دهیم. اما در سطح بین­ المللی به نظر می­ رسد چندان این مسئله نمود ندارد. چطور می­ توان این وضعیت را به دنیا شناساند.
راه های گوناگونی دارد ولی اذعان می کنم ضعیف و غافلیم. این فرمایش رهبر انقلاب اسلامی است که در تیر ماه سال گذشته در دیدار با خانواده شهدای ترورشده بیان فرمودند که ما هفده هزار شهید ترور شده داریم که ظرفیت عظیمی است که بایستی آن را به دنیا اعلام و منتقل کنیم. اما متأسفانه در این زمینه غفلت کردیم و در سایه غفلتی که ایجاد می شود زمینه برای دشمن ایجاد می کنیم که جای شهید و جلاد را عوض کند. چون اگر نسل های بعدی از پیشینه تاریخ خودشان ندانند قطعا دنیا و رسانه­ داران دنیا خواهند توانست قلب و جابه جایی را انجام دهند. در مبارزه با تروریسم هم همین است. من معتقدم در این زمینه باید درست کار کنیم. چرا که ما پیشرو و پیشگام مبارزه با تروریسم بوده و هستیم. و حقیقتاً ملاحظه کنید هر کسی که در دنیا با تروریسم مبارزه می­کند به چیزی در این کشورها طمع دارد. جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که اقداماتی که انجام می دهد نه یک وجب به خاک دیگران نظر دارد و نه می خواهد نقشی در تعیین حکومت­ ها داشته باشد. و تنها کشوری بود که اعلام کرد تعیین حکومت کشور سوریه باید به عهده خود مردم سوریه باشد. اگر کار مبارزه با تروریسم درست تبیین نشود و منعکس نشود طبیعتا دشمن با بوق هایی که در دنیا دارد و ایجاد جنگ روانی دست به چنین کاری خواهد زد. همان گونه که امروزه شاهدیم که جانیان دیروز، امروز بابت اعدام شدنشان از ایران طلبکار هستند.
 
 
 
71/56
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۷۳۴۷
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰