۸ خرداد ۱۳۹۶ 29 May 2017
۰
شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۲۰
Share/Save/Bookmark
 
در گفتگو با خبرگزاری فرهنگ رضوی تشریح شد:
ویژگی‌های تربیت دینی / طراحی دوره‌های آموزشی برای زوج‌های جوان درباره تربیت کودک
گفت‌وگوی مشروح با مدیرمسئول مؤسسه­ فرهنگی هنری «منتظران منجی»
 
محقق و پژوهشگر در حوزه مهدویت گفت: اگر والدین و مراکز آموزشی و تربیتی، به همه­ ابعاد یک انسان احترام بگذارند، جنبه­‌های عقلانی، معنوی و اخلاقی فرزندان را تربیت کنند، و فقط سلامت و هوش برای­شان مهّم نباشد، فرزندان مادی‌گرا نمی‌شوند.
 
زهرا شاملو: محمّد شجاعی مدیرمسئول مؤسسه­ فرهنگی هنری «منتظران منجی» در شهرری است که مسیر حل بحران‌های روحی، اخلاقی و خانوادگی و مشکلات علمی و فرهنگی جامعه اسلامی را مراجعه به تعالیم اسلام و مشورت با افراد متخصص و با تقوا می‌داند.

در ضرورت توجّه به مقوله «فرزند پروری» و پیشگیری از آسیب‌های ناشی از بی‌توجّهی به این امر با مدیرمسئول مؤسسه­ فرهنگی هنری «منتظران منجی» به گفتگو نشستیم.

پرورش فرزند به چه معنا است؟
پرورش یعنی شکوفا کردن استعدادهای موجودی که در او قابلیت­‌های گوناگونی وجود دارد. مثلاً پرورش ماهی، گل و گیاه، حیوان و ... ، شما در سیرک­‌ها حیواناتی می­‌بینید که قوای­‌شان به شکل خاصی پرورش داده شده که حیرت­‌آور است ولی اگر همان حیوان را در جنگل رها کنند، کارهایی ساده و غریزی و هنگامی که در سیرک آموزش و تعلیم می­‌بیند کارهای شگفت‌آوری انجام می­‌دهد که این آموزش را یک مربّی و پرورنده می­‌تواند انجام دهد.

پرورش فرزند هم بدین معناست که پدر و مادر یا کسانی که مسؤلیت فرزند را به عهده دارند، قوای گوناگون خدادادی او را به گونه­‌ای شکوفا کنند که مصالح و سعادت دنیا و آخرت آن فرزند تأمین شود. قوای یک کودک پنج‌گونه است، که عبارت است از : حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی (معنوی) که سه  قوّه­ اول، کمالات حیوانی، چهارمی فرشته‌ای و پنجمی کمال انسانی است. هر کدام از این قوا اقسام مختلفی دارند و پدر و مادر یا مربّی آگاه، به تناسب ضرورت و اهمیّت، این پنج قوّه را باید شکوفا کند.

آیا انسان با توّجه به فطرت خدا جو و نیکی‌طلب نیاز به تربیت دارد؟
انسان موجودی است که قابلیت­‌های گوناگونی دارد و اگر خود به خود رها شود هیچکدام از قابلیت­‌های او رشد نمی­‌کند و شکوفا نمی­‌شود. کودک تا دست و پایش را حرکت ندهد، دست و پا نزند و تحرّک نداشته باشد، قوای جسمی­‌اش شکوفا نمی­‌شود؛ تا  نشنود، لمس نکند،نبیند و تجربه نکند نیز قوای ذهنی­‌اش شکوفا نمی­‌شود و در مسائل اخلاقی، عقلانی و معنوی هم همین طور است و نیاز به پرورش دارد تا شکوفا شود.

اگر انسان رها شود، نه تنها قوای اصلی­‌اش که برای مصالح دنیا و آخرت است تربیت نمی­‌شود، بلکه ممکن است  قوایش به گونه­‌ای شکوفا شود که سعادت و سلامت دنیا و آخرت را بر هم بزند. کما اینکه اکنون شاهد جنگ­‌ها، جنایات و فسادهایی که اتفاق می­‌افتد هستیم و همه­ این­ها به خاطر انسان­‌هایی است که تربیت نشده­‌اند. اگر این انسان­‌ها تربیت می­‌شدند این همه فقر، فساد، تباهی و جنگ در دنیا نبود.
 
آیا در مؤسسه­ فرهنگی هنری «منتظران منجی»، آموزش‌هایی برای زوج‌های جوان درباره تربیت کودک ارائه می‌شود؟
برای دختران و پسران بالای هجده سال که در آستانه­ ازدواج هستند یا قصد ازدواج دارند، برنامه‌های علمی و عملی داریم که روی پنج صفت سلامت و زیبایی، هوش، عقل، اخلاق و معنویت کار می‌­شود. این مواردی که ذکر شد پنج رکن اصلی شخصیت یک انسان است که اگر با هم و متوازن رشد کنند و شکوفا شوند، سعادت دنیا و آخرت انسان تأمین می‌شود.

در این برنامه‌های علمی و عملی، مهارت‌­ها و اطلاعات دختران و پسران را در زمینه‌های انتخاب همسر مناسب، دوران نامزدی، عقد، ازدواج، مراقبت‌های قبل و بعد از انعقاد نطفه، مراقبت‌های نه ماه بارداری، مراقبت‌های دو سال شیردهی، پنج سال بعد از شیردهی، هفت سال دوم و هفت سال سوم، بالا می‌بریم.

این سه بخش، همان سه دوره‌ای است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «از فرزندانتان در سه دوره هفت ساله مراقبت کنید و سپس آن‌ها را رها کنید». این سه دوره شامل ۷ سال اول زندگی (دوره پادشاهی کودک)؛ ۷ سال دوم که دوره نوکری و اطاعت است و سپس ۷ سال سوم است که دوره مشاوره کردن با اوست.

متأسفانه در کشور ما به این دوره‌ها توجهی نمی‌کنند که اگر هم داشته باشند، فقط به سلامت و زیبای و هوش است. به بقیه موارد که شامل عقل و اخلاق و معنویت است، کاری ندارند و این زمینه­ بوجود آمدن آسیب‌های عقلانی، اخلاقی و معنوی در کشور می‌شود. بنابراین زمان تربیت فرزند از نظر ما، زمانی است که پدر و مادر تصمیم به ازدواج می‌­گیرند و چه بسا قبل‌تر از آن؛ چون زمانی که پدر و مادر ژن‌ های­شان را به اشتراک می‌ گذارند، پنج صفت بنیادینی را که ذکر کردیم ؛45 درصد به واسطه­ پدر و 55 درصد به واسطه­ مادر به فرزند منتقل می‌ شود .این پنج صفت بنیادن خیلی قبل‌تر از ازدواج دختر و پسر باید درون‌شان تثبیت شود تا در هنگام اشتراک‌گذاری ژن‌­ها به نتیجه مطلوبی برسند و اغلب به دلیل عدم آگاهی، دختران و پسران خیلی ساده و بی‌دقت ازدواج می‌­کنند، فرزند می‌آورند و تربیت می‌کنند و در واقع می‌توان گفت تربیت نمی‌کنند و کارهایی خلاف تربیت صحیح انجام می­‌دهند که تبعاتش را باید جامعه بپردازد.

در فرهنگ اسلامی، پدر و مادر چه وظایفی در قبال فرزند دارند؟
پدر و مادر در قبال فرزند وظایف گوناگونی دارند ؛ یکی از وظایف، مربوط به قبل از انعقاد نطفه است و ذکر کردیم که باید به کسب مهارت‌های لازم در این زمینه بپردازند چون قبل از انعقاد نطفه هم فرزند حداقل یک وجود ذهنی دارد، یعنی قرار است فرزندی به دنیا بیاید.

مراقبت‌های دوران بارداری هم جزء وظایف است که در منابع خودش وجود دارد و این جا مجالش نیست. یک سلسله وظایف هم هست که مربوط به توّلد نوزاد است و حقوق نوزاد محسوب می‌شود. اولین مورد این است که توّلد با احترام و شادی برگزار شود و به پدر و مادر تبریک گفته شود. نوزاد در هنگام توّلد غسل داده شود،در گوشش اذان و اقامه گفته شود،کام برداشتن نوزاد با آب گرم، آب فرات، خرما یا تربت سیّد الشهدا که بهترین آنهاست و بسیار مفید است.

بحث دیگر نامگذاری است و یکی از حقوق فرزندان، نسبت به والدین این است که والدین اسامی نیکو و مناسبی را برای فرزندان خود انتخاب کنند. ما از روی جمادات مثل سنگ‌ها، جواهرات یا ستاره‌ها، کهکشان‌ها، کیهان‌­ها و یا اسامی گل و گیاه و یا حیوانات اسم انتخاب می­‌کنیم ولی شایسته‌تر آن است که اسامی انسان‌های حقیقی و بزرگ که در انسانیت کامل هستند و یا اسامی خود خداوند را برای فرزندان‌مان انتخاب کنیم، تا در آینده به واسطه این نام‌­های نیکو و شایسته در آنها احساس قدرت و شرافت به وجود آید.

مورد دیگر، تراشیدن موی سر نوزاد قبل از هفت روز است و به وزن موی تراشیده شده طلا یا نقره صدقه دهند. عقیقه کردن برای نوزاد هم امری است بسیار مؤکد و به این معنی است که یک قربانی برای نوزاد با آدابی که در رساله‌ها و مفاتیح آمده، انجام دهند تا تضمین‌کننده سلامت فرزندشان باشد. آداب دیگر، ختنه برای فرزند پسر می‌باشد.

بعد از آداب دوران نوزادی، نوبت به آداب دوران شیر خوارگی می­‌رسد. وظایف پدر و مادر در دوران شیرخوارگی بدین صورت است که باید به تغذیه شیرخوار اهمیّت دهند. در صورت امکان نوزاد با شیر مادر تغذیه شود که بهترین نوع تغذیه است و بسیار سفارش شده است و در غیر این صورت اگر قرار است شیر دیگری داده شود نهایت دقت را در این زمینه انجام دهند.

بعد از شش ماهگی که غذای کمکی برای شیرخوار آغاز می‌شود نهایت دقت و توّجه در این زمینه انجام شود که غذا طیّب، حلال، مفید و سالم باشد. در دوران شیرخوارگی احترام و درک شیرخوار واجب است و چون کودک در اوج ضعف است باید نیازهای او برآورده شود و به او احترام گذاشته شود. اگر زمانی اظهار نیاز کرد و گریه کرد زود به دادش رسید تا احساس ناامنی در او ایجاد نشود.

بعد از شیرخوارگی در سنین بالاتر علاوه بر تغذیه­ مناسب، احترام و حمایت، کودک احتیاج به تعلیم و تعلّم مناسب دارد. که این تعلیم و تعلّم هم به شکل‌های نظری و هم به شکل‌های عملی است. همچنین فرزند در تمام مراحل سنی احتیاج به احترام و اکرام دارد. نکته­ دیگر، توجّه به بهداشت و مسائل بهداشتی کودک است که باید در تمام مراحل سنی رعایت شود. در بعد نظری باید به او عقاید، اخلاقیات خوب، مسائل حلال و حرام، واجبات و مستحبات را آموزش داد. یکی دیگر از موارد بسیار حائز اهمیّت در بعد عملی محبّت پیامبر و آل هست که از واجبات تربیتی فرزند می­‌باشد. آموزش قرآن، مهارت خواندن و نوشتن و آموزش اشعار و حکمت‌های سودمند از دیگر وظایف والدین در قبال  فرزندان است.

به نحوی دیگر اگر بخواهیم همه این مباحث را جمع‌بندی کنیم در واقع باید به همه­ پنج بخش فرزند که عبارت است از بخش جسمی،گیاهی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلانی (معنوی) احترام گذاشته و توجّه شود.

در فرهنگ اسلامی تربیت بر اساس تفاوت‌های فردی چه جایگاهی دارد؟
امروزه در علم هم به اثبات رسیده که حتی دوقلوها هم تفاوت‌های آشکاری دارند. این تفاوت‌ها در شخصیات و روحیات هم می­‌باشد. از این رو نباید انتظارات یکسانی از همه­ فرزندان داشت بلکه باید به مختصات فردی هر فرزند احترام گذاشت. اگر والدین در فرزند اوّل‌شان ویژگی‌های مثبت و خوبی وجود داشت، همان ویژگی‌ها را از فرزند دیگرشان هم توقع نداشته باشند. چه بسا در دوران بارداری یا انعقاد نطفه آسیب‌هایی به وجود آمده و یا پنج ویژگی را که گفتیم قبل از انعقاد نطفه باید در پدر و مادر تقویت و تثبیت شده باشد، دچار افت و ضعف شده باشد. در هر بار فرزندآوری، دو شرایط کاملاً متفاوت، از لحاظ ویژگی ژن‌­ها، دوران بارداری و زایمان جود دارد؛ بنابراین نباید انتظار فرزندانی مشابه داشته باشیم و باید با توجّه به قابلیت‌های آنان، انتظار داشته باشیم.

روش­‌های تربیت دینی چه ویژگی­‌هایی دارد؟
چند مورد در روش‌های تربیت دینی اصل است؛ نکته اوّل اینکه روش‌ها باید علم‌مدار باشد و والدین باید آگاه به تربیت  باشند. در فرهنگ اسلامی تربیت مبنی بر بصیرت و شناخت درست فرزند است. نکته­ دوّم؛ احترام است که در شیوه‌های تربیت دینی اصل است، نکته­ سوّم؛ مدارا و صبر است که بسیار در تربیت حائز اهمیت است، نکته­ چهارم؛ دلسوزی و محبّت است که باید حتماً در تربیت فرزندان رعایت شود و نکته­ پنجم؛ قاطعیت و سازش است، چون بالاخره نفس فرزند، نفس ضعیف و تنبلی است و به فرمایش امام باقر (ع): «کلید همه بدبختی‌های انسان در دنیا و آخرت دو چیز است؛ یکی تنبلی و دیگری بی‌حوصلگی.» بنابراین اگر ما بخواهیم قاطعیت نداشته باشیم در امور تعلیم و تربیت فرزندان‌مان، چون نفس آنان ضعیف است، در کارها کوتاهی می‌کنند و ضرر می‌بینند. والدین در ضمن محبّت کردن، دلسوزی داشتن و مدارا کردن باید قاطعیت هم داشته باشند. شرایط فرزند را در زمان‌ها و مکان‌های مختلف درک کنند و به او فرصت دهند. امّا از تعلیم و تعلّم دست بر ندارند و حذفش نکنند.

مهمترین نکته در روش‌های تربیت اسلامی، تربیت عملی است. در این رابطه امام صادق (ع) فرمودند: «كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم ، لِيَرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَيرَ ، فَإِنَّ ذلِكَ داعِيَةٌ»:(مردم را با غير زبان خود دعوت كنيد، تا پارسايى و سخت‌كوشى و نماز و خوبى را از شما ببينند؛ زيرا اينها، خود [بهترين] مبلّغند.) بنابراین فرزندان بیشتر از گفتار  والدین، به رفتار آنان توجّه دارند لذا والدین و خانواده باید به عمل خودشان توجّه داشته باشند که فرزند به تربیت عملی بیشتر احتیاج دارد.

تربیت بر اساس رویکردی غربی با تربیت اسلامی چه تفاوت‌هایی دارد؟
منابع تربیتی و روانشناسی غربی بر اساس شناخت غلط از انسان است و انسان را از تولد تا مرگ معنا می­‌کند. حاصل این نگاه اشتباه، برخورد و تصمیم اشتباه است. نگاه درست به انسان، نگاهی است که خود خالق به انسان معرفی کرده و باید به این نگاه حرمت گذاشت، توجّه کرد و بر اساس آن تربیت کرد. انسان سه مرحله حیات دارد ؛ یک مرحله قبل از دنیا که روح خدا در انسان دمیده می­‌شود، یک مرحله دیگر که انسان به دنیا می‌آید و حیات دنیایی دارد و مرحله­ دیگر حیات جاودانی و ابدی است و باید به هر سه مرحله توجّه شود.

حضرت علی (ع) می­‌فرمایند: «رحمت خدا شامل حال کسی است که بداند از کجا آمده، در کجا هست و به کجا می­‌رود.» بنابراین در نگاه و فرهنگ اسلامی، انسان موجودی است که از خدا شروع می­‌شود و به خدا ختم می‌شود، و یک موجود جاودانه است. امّا در فرهنگ غربی انسان موجودی است که یک ابتدا دارد که دنیا است و یک انتهایی هم دارد که مرگ است و قبل از تولد و بعد از تولدش اصلاً مورد توجّه قرار نمی‌گیرد. بنابراین جامعه‌شناسی، روانشناسی، اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، مدیریت، هنر، روابط زن و مرد و همه­ بخش‌های علوم انسانی که برای این انسان تدوین می‌­شود، پر از خطا است و هر چقدر هم که کشورها در تمام  این علوم پیشرفت کرده‌اند؛ معضلات و ناهنجاری‌هایشان بیشتر شده و شاهد افزایش روزافزون جنگ، اعتیاد، طلاق، خودکشی، افسردگی، فرزندان نامشروع، تجاوز، قتل،گرسنگی، فقر، بیماری‌های جسمی، بیماری‌های روانی و ... هستیم و این نشان می‌دهد که توجّه نکردن به ابعاد اصلی انسان (بعد عقلانی، اخلاقی و معنوی) باعث ایجاد این صدمات و آسیب‌ها می‌شود.
 
20/19
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : ۱۵۱۳
 


ارسال
 
انتشار یافته:
در صف انتشار:
۰
تکراری،غیرقابل انتشار:
۰